اگر اشق باشد کسی از شوهرش سکه نمیخواد و دایی مختار هم از زندان در می اید من تا حالا کلی سکه جم کردم و میخواهم همان اول قلکم را بشکنم و همش را به ساناز بدم تا بعدن به زندان نروم مهریه وشیر بلال هیچ کس را خوشبخت نمیکند همین خرج های ازافی باعث میشود که زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی دایی مختار با پدر خانمش حرفش بشود دایی مختار میگفت پدر خانمش چتر باز است .خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی کم بوده که نتوانسته خرج عروسی را بدهد البته من و ساناز تفافق کرده ایم و به جای شام عروسی چیپس و خلال نمکی بدهیم هم ارزانتر است هم خوشمزه تر است تازه وقتی میخوری خش خش هم میکند!اگه ادم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است وگرنه ادم مجبور میشود خودش خانه بگیرد زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یک زیر زمینی بگیرد میگفت چون رهم و اجاره بالاست انها رفتند پایین اما خانم دایی مختار میخواست برود بالا!حتمن از زیر زمین میترسید ساناز هم از زیر زمینی میترسد برای همین هم برایش توی باغچه یک خانه درختی درست کردم اما ساناز از اون بالا افتاد و دستش شکست از ان موقه خاله با من قهر است. قهر بهتر از دعواست.ادم وقتی قهر میکند بعدش اشتی میکند ولی اگه دعوا کند بعد کتک کاری میکند.
درباره وبلاگ
با سلام
وبلاگی که هم اکنون در حال بازدید از آن می باشید , وبلاگ گروهی با موضوعات مختلف می باشد که توسط دانشجویان رشته ی فقه ومبانی حقوق دانشگاه شیراز ورودی 89 اداره می شود و آمادگی پاسخگویی سوالات شما در رابطه با این رشته را نیز دارد .
خوش آمدید...
• پست الکترونیک
موضوعات
آخرين مطالب
•
شرايط و ضوابط پذيرش دانشجوی بورسيه کارشناسی ارشد( ناپيوسته ) دانشگاه علوم قضايی و خدمات اداری در سال
•
راه سوم
آرشيو مطالب
نويسندگان
پيوند ها
پيوند هاي روزانه