1- مبانی فقهی و حقوقی علنی بودن مجازات در اسلام.                                                         2-بررسی فقهی حقوقی نمایندگی تجاری.                                                                         3-بررسی شرایط دعوا در فقه امامیه و حقوق موضوعه با رویکرد تطبیقی در مذاهب اربعه.              4-منجزات مریض در فقه امامیه و حنفیه.                                                                            5-مسولیت مدنی دبیران آموزش و پرورش.                                                                         6-حقوق کودکان آزمایشگاهی در مذاهب اسلامی.                                                               7-مسولیت مدنی شاهد.                                                                                                8-حقوق زندانی از منظر مذاهب اسلامی.                                                                            9-موارد سقوط مسولیت مدنی در فقه امامیه.                                                                     10-مسولیت مدنی مطبوعات.                                                                                        11- جرم انگاری معاونت در خودکشی براساس اعانت بر اثم.                                                     12-شرایط احراز و تاثیرتوبه.                                                                                         13-شرایط و میزان اعتبار صوت و فیلم در محاکم.                                                             14-تفاوت محاربه و بغی در نظام حقوقی اسلام.                                                      15شخصیت حقوقی موقوفات در نظام حقوقی اسلام 


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ پنجشنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۴ توسط امین منصوری |
مرد) سال 1394 در 16 رشتۀ کارشناسی ارشد ناپيوسته دانشجوی بورسيه برای تصدی منصب قضا پذيرش می‌کند. داوطلبان علاقمند با رعايت شرايط و ضوابط زير می‌توانند کد رشته‌های مربوط به اين دانشگاه را در دفترچۀ انتخاب رشتۀ آزمون سراسری کارشناسی ارشد انتخاب نمايند:

الف) شرايط استفاده از بورس تحصيلی دانشگاه علوم قضايی در مقطع کارشناسی ارشد ناپيوسته

  1. 1- داشتن شرايط عمومی آزمون سراسری کارشناسی ارشد
  2. 2-تديّن به دين مبين اسلام و التزام عملی به احکام آن
  3. 3- التزام به ولايت فقيه و قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران
  4. 4-پذيرش در گزينش عمومی
  5. 5- برخورداری از سلامت کامل جسمانی و روانی و نداشتن سوءپيشينه کيفری
  6. 6- تعهد به تحصيل تمام وقت و عدم اشتغال به کار در زمان شروع به تحصيل (94/6/31)
  7. 7- سپردن تعهد خدمت به قوه قضائيه به ميزان 3 برابر مدت تحصيل
  8. 8- داشتن حداکثر سن 30 سال تمام تا تاريخ94/6/31
  9. 9- داشتن دانشنامه معتبر کارشناسی (پيوسته) در يکی از رشته‌های حقوق، حقوق قضايی، علوم قضايی، فقه و مبانی حقوق اسلامی، فقه و حقوق اسلامی، فقه و حقوق و يا گواهی پايان سطح 2 حوزوی با حداقل معدل 15

ب) تذکرات مهم

  1. 1-مدت استفاده از بورسيه تحصيلی در مقطع کارشناسی ارشد حداکثر پنج (5) نيمسال می‌باشد.
  2. 2-دانشجويان ملزم به گذراندن دروس پيش‌نياز و جبرانی به تشخيص دانشگاه خواهند بود.
  3. 3- دانشجويان از ميان 4 برابر ظرفيت افراد معرفی شده توسط سازمان سنجش آموزش کشور انتخاب می‌شوند.
  4. 4- کسب حداقل معدل 16 در پايان مقطع تحصيلی برای ورود به خدمت قضايی الزامی است.
  5. 5- دانشجويان در صورت انصراف از تحصيل، انتقال، اخراج و يا عدم کسب معدل 16 موظفند کليۀ هزينه‌های تحصيلی و مقرری ماهيانه دريافتی را بازپرداخت نمايند.
  6. 6-دانشجويان بخشی از دوره کارآموزی قضايی خود را در ضمن تحصيل در دانشگاه طی خواهند کرد.
  7. 7- تحصيل دانشجويان بورسيه تمام وقت می‌باشد و ارائه دروس اصلی، پيش‌نياز و کارآموزی در طول هفته برنامه‌ريزی خواهد شد.

ج) امتيازات بورس تحصيلی دانشگاه علوم قضايی در مقطع کارشناسی ارشد

  1. 1-دريافت ابلاغ کارآموزی قضايی ضمن تحصيل از ابتدای دوره تحصيلی و اشتغال به کار قضايی در قوه قضائيه بلافاصله پس از فراغت از تحصيل
  2. 2-دريافت مقرری ماهيانه از ابتدای دوره تحصيلی( بر اساس آيين‌نامه تعيين گروههای شغلی قضات و ضوابط مربوط به ارتقاء گروه و تغيير مقام قضات مصوب 93/6/8)
  3. 3-احتساب سنوات تحصيل در دانشگاه به عنوان سوابق خدمت
  4. 4-گذراندن خدمت سربازی در قالب اشتغال در قوه قضائيه( بر اساس قانون گذراندن مدت خدمت وظيفه فارغ‌ التحصيلان دانشکده علوم قضايی در محاکم قضايی کشور مصوب 1373 و آيين‌نامه اجرايی آن مصوب 1375)
  5. 5-- برخورداری از خوابگاه، بيمه درمانی و خدمات رفاهی در طول دوره تحصيلی در حدود امکانات دانشگاه
نگارش در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۳ توسط امین منصوری |

بسم الله الرحمن الرحیم 

نامه ی یک امید کوچک به تیم ملی فوتبال

به نام خدای مهربان

سلام. ببخشید که مجبورم کلمات را نزدیک هم بنویسم. می خواهم همه ی نامه ام همین یک طرف برگه جا بشود. آن طرفش امتحان ریاضی هفته ی قبلمان را نوشته ام. برگه ای که همه اش سفید باشد هم ندارم. اگر دو برگه هم بردارم، مرتضی پسر همسایه مان می گفت دیگر پولمان برای پست کردنش کم می آید. او می گفت دیده است در اداره ی پست نامه ها را روی ترازو می گذارند! من ندیده ام. ولی مطمئنم مرتضی از وقتی با سید محسن آشنا شده ایم دروغ نمی گوید. بعدا می گویم سید محسن کیست. من قبلا خیلی دوست داشتم فوتبالیست بشوم. بابا بزرگم که شش ماه پیش مُرد، به من می گفت دکتر بشو تا بتوانی مریض هایی مثل بابایت رو خوب کنی. مرتضا می گفت هرکه بخواهد دکتر بشود باید برود دانشگاه. من نمی دانم می توانم بروم دانشگاه یا نه. درسم خیلی خوب هستا! ولی وقتی دیدم خواهرم مجبور شد دیگر نرود دانشگاه فکر کردم من هم حتما همین طوری می شوم. خواهرم هم درسش خیلی خوب است. یعنی خیلی خوب بود. ( همین الآنم بچه های همسایه می آیند خانه ی ما و او همین طور که کارهایش را می کند به آن ها درس یاد می دهد. ) او دو سال قبل که کنکور داد با این که دانشگاه دولتی هم قبول می شد گفت می روم پیام نور که بتوانم قالی هم ببافم. آن موقع برادرم هنوز سرباز نبود و توی مکانیکی اکبر آقا شاگردی می کرد. بابا هم هنوز خیلی مریض نبود و گاری چار چرخش را می برد و نان خشک جمع می کرد. بعدا بابا مریض شد. یعنی مریضی اش بیشتر شد و حالا افتاده کنار خانه. داداش جوادم هم رفت سربازی. خواهرم دید کلی از پولی که در می آورد را باید بدهد شهریه دانشگاه. مجبور شد دیگر نرود... ولی من دیگر حتی اگر دانشگاه نروم هم دوست ندارم فوتبالیست بشوم. داداش جوادم سربازی اش نزدیک زاهدان است. می گویند آن جا بعضی آدم بدها هستند که پاسدارها و سربازها را شهید می کنند. مامانم که در جنگ با عراق داداش خودش شهید شده ( و عکسش کنار عکس امام و آقای خامنه ای روی طاقچه است ) خیلی نگران است. هی آه می کشد... خواهرم هم همن طور که قالی می بافد نگاه عکس کوچک داداش جواد که چسبانده به دار قالی می کند و اشک می ریزد. دیروز که به سید محسن که گفتم وضع خانه مان این طوری شده گفت این ها بدرقه ی تیم ملی فوتبال باشد. من معنی اش را نفهمیدم ولی مطمئنم سید محسن حرف الکی نمی زند. بعضی بچه ها توی مدرسه می گفتند بعضی از شماها سربازی نرفته اید. تازه کارت تقلبی دارید. من تا چند ماه پیش فکر می کردم تقلب فقط مال زنگ دیکته است. ( آن موقع ها وقتی خانم معلم حواسش نبود من و مرتضی به هم تقلب می دادیم ولی بعدا که سید محسن گفت این کار را نکنید ما با هم قول دادیم هیچ وقت تقلب نکنیم ) ولی یک روز مامان هی به بابا گفت با دفترچه ی عمو ( که با بابا داداش دوقلو هستند ) برود دکتر که پولش کمتر بشود. بابا قبول نکرد. بعدا که از بابا پرسیدم چرا قبول نکردی گفت این هم یک جور تقلب است. من فهمیدم تقلب فقط مال دیکته نیست. کم کم صفحه دارد تمام می شود. سید محسن را نگفتم. سید محسن دارد درس می خواند که آخوند بشود. یعنی آخوند هست. عمامه می گذارد ولی هنوز درس می خواند. هر هفته سه روز به ما سر می زند. عصر ها می آید و با بچه ها می رویم پیشش. اول کار دو سه نفر بودیم ولی حالا ده نفر می شویم. سید محسن حرف بچه ها را گوش می دهد. گاهی مثل خواهرم بغض می کند. گاهی قصه می گوید. مثلا آن روز می گفت امام علی شب ها برای فقیرها غذا می برده. من امام علی را خیلی دوست دارم. از وقتی سید محسن آمده بچه ها دیگر به هم حرف زشت نمی زنند. یعنی سعی می کنند حرف زشت نزنند. ( حرف هایی که می دانم وقتی شما فوتبال بازی می کنید طرفدارانتان خیلی زشت ترهایش را به داور و تیم روبرو می دهند. ) سعی می کنند دروغ نگویند و تقلب نکنند. سید محسن گفته توی هفته درس هایمان رو خوب بخوانیم تا جمعه ها بیاید با هم برویم کوه. هر هفته سیب زمینی می آورد و توی کوه می گذاریم زیر خاکستر و بعدش می خوریم. خیلی می چسبد. گمانم از همه ی غذاهایی که در خارج به شما می دهند خوشمزه تر است! قبلا ها با بچه نیم ساعت راه می رفتم که برسیم به مغازه ی آقا رضا. اگر کم بودیم و ساکت می نشستیم تلوزیون مغازه را می چرخاند تا ما از توی کوچه بازی شما را نگاه کنیم. ولی دیگر نمی رویم. درس می خوانیم به امید جمعه که سید محسن بیاید و برویم کوه و سیب زمینی بخوریم و قصه های سید محسن را گوش بدهیم. راستش من دوست ندارم شما در مسابقه ها قهرمان بشوید. وقتی جام جهانی بود و شما فقط یک امتیاز گرفتید به شما کلی پول دادند. ولی بابای من هنوز باید صبر بدهد یارانه بدهند تا بتواند برود دکتر. تازه آن موقع هم نمی تواند همه ی دارو هایش را بخرد. حالا هم هر قدر امتیاز و پول بگیرید چیزی اش به بابای من نمی رسد و خواهرم هم دیگر نمی رود دانشگاه. شاید داداش جوادم هم شهید بشود. من فکر می کنم در کشورهای دیگر هم امید هایی مثل من هستند پس دعا می کنم هیچ کشوری قهرمان نشود.

امید توکلی. یازده ساله

راستی سید محسن از اسم من خیلی خوشش می آید. به بچه ها می گوید هم امید داشته باشید و هم توکل! ما هم چون سید محسن می گوید می گوییم چشم!

نگارش در تاريخ جمعه دوازدهم دی ۱۳۹۳ توسط فاطمه محمدی |

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام.

در آستانه ی ورود به ماه محرم، پنج کتاب را که در قالب های گوناگون به موضوع عاشورا پرداخته اند به دوستان معرفی می کنم. چه خوب است شما هم کتاب های خواندنی در این موضوع را در نظرات معرفی کنید...

1- تاریخی: قیام حسین علیه السلام. مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی. ( البته عنوان کامل کتاب این است: پس از پنجاه سال، پژوهشی تازه پیرامون قیام حسین علیه السلام ) این کتاب را دفتر نشر فرهنگ اسلامی منتشر کرده و حدود 200 صفحه دارد. گویی مرحوم شهیدی در این کتاب، می کوشد با رفتن در تار و پود جامعه ی صدر اسلام، ریشه های رفتار مردم در حادثه ی کربلا را بیابد. در قسمتی از مباحث ابتدای کتاب می خوانیم:

اگر یزید برای حفظ حکومت خود اصول مسلم اسلامی را نادیده گرفت، اگر عاملان یزید در شام و حجاز و عراق گوش به فرمان حاکم بودند و به مسلمانی و آیین این دین اهمیتی نمی دادند، اگر کوشش حاکم کوفه منحصر بدین بود که دمشق را راضی نگاه دارد تا دو روزی بیش تر در شغل خود باقی بماند و یا گرفتار بازخواست نشود، اگر سپاهیان سه ایالت شام، حجاز و عراق تا آن درجه به حکومت وفادار بودند که دین خود را در پای او قربانی می کردند ـ همان دینی که آنچه داشتند از آن داشتند. دینی که آنان را از کهتری به مهتری بالا برده بودـ چه شد که اجتماع مسلمانان آن روز در مقابل این حادثه تا آن حد خون سردی و بی اعتنایی نشان داد؟...

و در پی پاسخ به این سوال و سوالاتی از این دست، مرحوم شهیدی به سراغ وضع مردم، از پیش از ظهور اسلام تا سال 61 هجری می رود.

2- رمان: نامیرا. نوشته ی صادق کرمیار. انتشارات نیستان. این رمان، به نظر من، شاید کار چند کتاب تحلیلی را در قالب یک داستان به شما ارائه بدهد. تعمد داشتم که نامیرا را پس از کتاب آقای شهیدی آوردم. اگر ابتدا کتاب مرحوم شهیدی را بخوانید، شاید بتوانید بعد از آن با نامیرا در کوچه پس کوچه های کوفه قدم بزنید و تاریخ آقای شهیدی را از نزدیک لمس کنید. شاید هم ـ مثل من ـ بر خودتان بیم ناک شوید که چه شباهتی ست بین ما و کوفیان... راستی این را هم بنویسم؛ رهبر کتاب خوان و عزیزمان راجع به این کتاب جملاتی به این مضمون فرموده اند: این کتاب نگاه درستی به ماجرای عاشورا دارد. هرکه می خواهد فتنه ی 88 را بشناسد، این کتاب را بخواند. و من می گویم این کتاب، تا جایی که در خاطرم است، پیش از سال 88 نوشته شده. ولی زیاد شنیده ایم که تاریخ، تکرار می شود...

3- تحلیلی: آذرخش کربلا. علامه مصباح یزدی. انتشارات موسسه ی امام خمینی رحمت الله علیه. این کتاب برگرفته از سخنرانی های استاد مصباح است و در آن می توانید موضوعات گوناگونی مثل اهمیت بزرگ داشت قیام عاشورا، پیشینه ی تاریخی قیام عاشورا، انحراف جامعه در عصر امام حسین علیه السلام، اهداف قیام عاشورا و درس هایی از نهضت عاشورا را از نگاه تیز بین ایشان بخوانید. این کتاب، صرفا در گذشته سیر نمی کند و به تناسب، بحث های مربوط با امروز  نیز در لابه لای صفحات آن فراوان است.

4- سید مرتضایی(!): فتح خون. شهید سید مرتضا آوینی. انتشارات واحه. برایم سخت است معرفی این کتاب! بخوانیدش... ترکیبی از تاریخ و عرفان... و شاید چیزهای دیگر!

5- شعر: من می گویم، شما بگریید. به کوشش علی رضا قزوه. انتشارات سوره ی مهر. هرچه باشد محرم، سوای عقل، با احساس هم کار دارد. این کتاب، گل چینی از اشعار عاشورایی است؛ از قدیم تا حال. جالب است بدانید شعری از مولانا هم در این کتاب است که بسیار شنیده ایم آن را و شاعرش را نمی شناختیم... کجایید ای شهیدان خدایی / بلاجویان دشت کربلایی...

در ضمن کتاب های خوب دیگر در این موضوع فراوان است که برخی را هم می شناسم و دوست دارم! مثلا حماسه حسینی شهید مطهری، یاران شیدای حسین بن علی از استاد آقاتهرانی و کتاب آه. شاید خودم هم ندانم چرا این بسته ی پنج تایی را معرفی کردم!

موفق باشید.

نگارش در تاريخ چهارشنبه سی ام مهر ۱۳۹۳ توسط فاطمه محمدی |

بسم الله

سلام عرض می­کنم.

میلاد امام هادی که امروز است و عید غدیر که در آستانه­اش قرار داریم، مبارک...

نمی­دانم مطلبی که در ادامه آمده، نیاز به اضافه کردن چیزی از خودم دارد یا نه! بگذارید چیزی ننویسم... فقط تیترش را گذاشتم بازی در زمین حریف. شاید به­تر بود می­گذاشتم بازی در زمین دشمن...

متن زیر، برگزیده­ای ست از یک سخنرانی علامه جوادی آملی که به تازگی در قالب درس تفسیرشان داشته­اند. منبع هم سایت رسا نیوز است.

حضرت آیت‌الله جوادی آملی با اشاره به آیه «خَلَقَکُم مِّن نَّفْسٍۢ وَ‌ٰحِدَةٍۢ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنزَلَ لَکُم مِّنَ ٱلْأَنْعَـٰمِ ثَمَـٰنِیَةَ أَزْوَ‌ٰجٍۢ ۚ یَخْلُقُکُمْ فِى بُطُونِ أُمَّهَـٰتِکُمْ خَلْقًۭا مِّنۢ بَعْدِ خَلْقٍۢ فِى ظُلُمَـٰتٍۢ ثَلَـٰثٍۢ ۚ ذَ‌ٰلِکُمُ ٱللَّهُ رَبُّکُمْ لَهُ ٱلْمُلْکُ ۖ لَآ إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ فَأَنَّىٰ تُصْرَفُونَ» اظهار کرد: هیچ تفاوت و تفاخری انسان بر انسان ندارد، مبدأ فاعلی و مبدأ غایی همه یکی است، ساختار داخلی همه هم یکی است و مبدأ قابلی همه هم یکی است، آدم از حقیقتی خلق شد که حوا هم از آن حقیقت خلق شده است، زن هم مانند مرد از همان حقیقت خلق شده است.

وی ادامه داد: تفاوتی در خلقت انسان‌ها و تفاوتی در خلقت زن و مرد نیست، هزاران آدم آمدند و رفتند، هیچ دلیلی بر تفاخر نیست مگر عمل صالح، به جای این که بفرماید از یک شخص واحد فرمود از یک نفس واحد آفرید، تفاوت بین زن و مرد نیست، اما در برخی از ویژگی‌ها زن نسبت به مرد گاه مساوی مرد است، گاه بیشتر از مرد می‌برد، گاه کمتر از مرد است، این ویژگی‌های زن و مرد یک اختلافی است برابر خلقت‌هایی که دارد، او باید مادر بشود و این مادری عاطفه لازم دارد، هرگز مرد این توان را ندارد که فرزند رئوف و مهربان تربیت کند.

مؤلف کتاب مفاتیح‌الحیاة با بیان این‌که الان باب شده بچه‌ها را ببرند مهد کودک و این خطر است، اظهار کرد: همین که پدر و مادر بزرگ شدند و سالمند شدند آن‌ها را به خانه سالمندان می‌برد چون مهر و عاطفه نچشید، هفت سال کودک باید در دانشگاه عاطفه باشد، تنها کسی که می‌تواند عاطفه را به جامعه ببرد،‌ تنها کسی که می‌تواند عاطفه را به جان انسان تزریق کند آغوش مادر است، این عواطف که کم شود و زندگی گذشت و قرض‌الحسنه‌ای کم شود و بانک‌های ربوی زیاد شود، نتیجه‌اش همین ده دوازده میلیون پرونده‌ای است که در دستگاه قضا هست.

حضرت آیت‌الله جوادی آملی با اشاره به نقش عاطفه در تربیت جامعه ابراز کرد: ما خیال می‌کنیم کمال زن در این است که برای ما برود مدال بیاورد، کمال زن در مادر شدن است، در فرزند تربیت کردن است، کمال زن در اصلاح جامعه است، چرا عواطف در جامعه کم است، زن از همین حقیقت خلق شده است، به ما گفتند بیراهه بروید ما هم گفتیم چشم، فضیلت زن در این نیست، که زن و دختر ما برود پایش را دراز کند و یک کسی را بزند و برای ما مدال بیاورد، فأین تذهبون، به کجا داریم می‌رویم.

مفسر برجسته قرآن کریم با اشاره به آیه «یَخْلُقُکُمْ فِى بُطُونِ أُمَّهَـٰتِکُمْ» اظهار کرد: برای ساختن برج یک ملات نرمی لازم است، اهل‌بیت(ع) فرمودند سخنان ما آن ملات جامعه است که جامعه روی هم بند شود، یک ملات نرمی لازم است که برج ساخته شود، رهبری اهل‌بیت(ع) آن ملات نرم است، الان این عاطفه و ملات گرفته شد ... جامعه را نه بانک ربوی اداره می‌کند که قرض‌الحسنه را برمی‌دارد و نه این خشونت‌ها و مدال‌گیری‌های زنانه، جامعه را زن و عاطفه زنانه اداره می‌کند.

وی ابراز کرد: هر جا سخن از دستورات قهری هم هست، دستورات مهری هم هست، کار عاطفه برای جلوگیری و دفع این خطرات است نه رفع، اما آن چه که جامعه را روشن و موفق می‌کند دفع خطر است که به وسیله مادر ممکن است، اگر شما خانه سالمندان را می‌بینید یک مرگ تدریجی دارند که فرزندان آنان برایشان سالی یک‌بار گل می‌آورند، این برای آن می‌اندازدشان در خانه سالمندان که در مهد کودک تربیت شد و این خلاء هفت ساله را هیچ کس پر نمی‌کند و این با آغوش مادر و شیر پرمی‌شود، حق حضانت و شیر از آن مادر است، برای این که فرزند باید این هفت سال را در آغوش مادر زندگی کند، خداوند عاطفه را به مادر داد و عقلانیت و مدیریت را به مرد داد.

 

پی­نوشت:

برادران خوبم! هم­کلاسی­های دوره­ی کارشناسی! شمایی که یک روز روی چمن­های کنار کتاب­خانه­ی امانی امیرالمومنین ـ شاید در حاشیه­ی دلستر خوردن! ـ قبول کردید که وبلاگ را رها نکنیم! خب رهایش نکنید دیگر...

 

نگارش در تاريخ جمعه هجدهم مهر ۱۳۹۳ توسط فاطمه محمدی |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

سلام عرض می کنم.

امیدوارم دوستان با نقد و نظراتشان، به پخته شدن بحث کمک کنند...

یک. نمی دانم سه دیدار نادر ابراهیمی را خوانده اید یا نه. زندگی نامه ی داستانی امام خمینی ست که با مرگ نویسنده، ناتمام باقی مانده؛ اما همین دو جلد موجودش را ـ که سوره ی مهر منتشر کرده ـ از دست ندهید. نویسنده در ابتدا این تذکر را می دهد که من داستان می نویسم، نه تاریخ. قصدم از این نوشتار، معرفی کتاب نیست... به موضوعی فکر می کردم که یادم به قسمتی از سه دیدار افتاد. نقل قولی بود از امام ـ با تذکر دوباره ی این نکته که سه دیدار، داستان است و نه تاریخ ـ که در مورد یکی از مبارزین با دیکتاتوری رضاخان چنین فرموده بودند او به ظلم حمله می کند، ولی نه از سنگر عدل...

دو. باز هم نمی دانم حلزون های خانه به دوش شهید آوینی را خوانده اید یا نه. مجموعه مقالاتی از سید مرتضای آوینی ست در مورد جریان روشن فکری و انقلاب اسلامی. در یکی از مقالات، به نام تجدد یا تحجر، نویسنده سخنانی از وزیر ارشاد وقت، یعنی محمد خاتمی را به نقد می کشد. ( در پرانتز می گویم: چه چیزهایی را سید مرتضا در خشت خام می دید که امروز بعضی تلاش می کنند آن را در آینه هم نبینند! بگذریم. ) سید شهید ما در قسمتی از این مقاله چنین می نگارد: تحجر و تجدد دو پرتگاه جهنمی هستند که در این سوی و آن سویِ صراط عدل دهان باز کرده اند: زاهدان متنسّک و عالمان متهتّک؛ آنان فلسفه و عرفان و شعر و موسیقی را  تکفیر می کنند و اینان فقه را از پاسخ گویی به مسائل روز عاجز می دانند، و صراط عدل از میان این دو پرتگاه و از بطن آن می گذرد. ( نشر واحه کتاب را منتشر کرده ) و من تکرار می کنم که قصدم از این نوشته، معرفی کتاب نبوده!

سه. آیت الله میرباقری چنین می فرمودند که یکی از نظریه پردازان امریکایی در کتابش نوشته است که باید مسلمانان جهان را مخیر کرد بین دو انتخاب: اسلام لیبرال یا اسلام طالبانی. ( نقل به مضمون می کنم. در مورد تعبیر طالبانی تردید دارم اما مراد، قرائتی متحجرانه از اسلام بود. ) گویی قرائتی دیگر از اسلام وجود ندارد. یا باید ترکیه ای بود یا داعشی!

چهار. با تاسف فراوان، آن چه امروز ما به نام اسلام دروغین به آن حمله می کنیم، تقریبا خلاصه شده در اسلام داعشی. گویی فراموش کرده ایم که امام راحل، چه قدر تاکید بر مبارزه با اسلام امریکایی داشتند. و تاسف بارتر، این که این آفت نیز گریبان ما را گرفته است که گاهی از سنگر لیبرالیسم، به سنگر تحجر حمله می کنیم؛ و نه از سنگر اسلام ناب. ( نگاه کنید به سخنی که از امام در شماره ی یک و از شهید آوینی در شماره ی دو نقل شد. )

پنج. آب داعش، از سرچشمه گل آلود است... این سرچشمه هرکجا هست، آب متعفن تولید کرده؛ می خواهد در ریاض باشد یا واشنگتن یا تلاویو یا لندن یا... وقتی قاضی، قاضی جور باشد، حتا حکمی که به نفع صاحب حق می دهد، جور است و رجوع به او، رجوع به طاغوت... حکایت کارهای داعش، حکایت نماز بی ولایت است که کاری از پیش نمی برد؛ حتا وقتی صورت کار، صورت حق باشد... این ها را بخوانید و نگارنده را متهم به دفاع از داعش نکنید! سخن بنده، در شیوه ی حمله به داعش است. اگر ما امروز شلاق زدن داعش را غیر انسانی خواندیم، فردا جواب مجامع حقوق بشری را ـ که حد شرعی را غیر انسانی خواندند ـ چه بدهیم؟ اگر حرمت دیدن فوتبال را ـ که حکم داعشی هاست ـ مسخره کردیم، حکم مراجع خودمان را که دیدن فوتبال مستقیم برای بانوان را حرام می دانند چگونه توجیه کنیم؟ اگر...

شش. اگر تعبیر اسلام متحجر مسخره است، اسلام لیبرال هم کم مسخره نیست! جز تجدد و تحجر، راه سومی وجود دارد که باید آرزوی ما پیدا کردن آن و قدم گذاشتن در آن باشد، و آن سنت است... ولو این که لقب مرتجع را حواله ی آدمی کنند... و چه باک از ارتجاع اگر مرجع رجوع آدمی، سنت پیامبر و طریقه ی اهل بیت باشد؟

....................
 
تشکر از حوصله تان
نگارش در تاريخ شنبه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۳ توسط فاطمه محمدی |

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام.

مطلب زیر را حدود یک سال قبل نوشتم که با دخل و تصرف فراوان در نشریه ای چاپ شد. گمانم بعد از یک سال، هنوز زدن این حرف ها وجه دارد...

 

با نزدیک شدن مهر ماه، خرید لوازم التحریر، از اموری است که بسیاری خانواده ها به آن می پردازند. و باز حکایت عدم تناسب طرح های این لوازم، با فرهنگ اسلامی ـ ایرانی مان تکرار می شود. حکایتی غم ناک و البته خطرناک.

امسال اما، تفاوت کار با سال های قبل در ورود لوازم التحریر با طرح های مناسب به بازار و اطلاع رسانی صدا و سیما در این زمینه است که در سال های قبل، یا وجود نداشت و یا به این میزان نبود.

شاید اقتضای ادب و انصاف این باشد که دست مریزادی به صدا و سیما بگوییم ـ و این، جدا از تشکری است که فعالان تولید و عرضه  این محصولات شایسته ی آنند ـ اما در کنار تشکر از صدا و سیما، جای چند سوال از مسئولین این رسانه باقی است:  کودکان ما که بی شک از اهداف مهم تهاجم فرهنگی دشمن اند، باید خود را با کدام ساز رسانه ی ملی هماهنگ کنند؟! کودک ما چه گونه این تناقض را برای خود حل کند که باید « باب اسفنجی » و « سفید برفی » را در شبکه ی پویا و برنامه های کودک سیمای جمهوری اسلامی ببیند و لذت ببرد و با آن ها ارتباط برقرار کند، اما در اخبار همین رسانه، این گونه شخصیت ها را دشمن دین و فرهنگ خود بیابد؟ چرا « اسپایدر من » باید برای نوجوان ما یک قهرمان دوست داشتنی شده باشد که حالا بمانیم چگونه این نوجوان  را راضی کنیم که تصویر « جلال آل احمد » را ـ که شاید دانش آموزمان اسم یک کتاب او را هم نداند ـ برای دفتر تحریرش انتخاب کند؟! توقع چه تحلیلی از کودک را داریم که می خواهیم او بین دو کیفی که یکی نقش « سیندرلا » را دارد و دیگری طرح دختری محجبه را، دومی را بپسندد؟!

نکته ی غم ناک این جاست که صدا و سیمای خودمان با پخش فیلم ها و انیمیشن های جذاب در محبوب کردن این شخصیت های کذایی و امثال شان در میان کودکان و نوجوانان نقش داشته و دارد و حالا با سلاحی بسیار کند تر، در برابر آن ها قد علم کرده است. خنده دار، یا شاید گریه آور، این است که رسانه ی ما مسیر نفوذ این شخصیت ها در دل کودکان را هموار کرده و حالا می خواهد آن ها را با زبان خشک اخبار از شخصیت های محبوبشان برگرداند... به نظر می رسد کودک و نوجوان ما بیش تر تحت تاثیر شبکه ی پویاست تا گفت و گوی ویژه ی خبری و برنامه ی دو نیم ساعت شبکه ی خبر...

هرچند ورود و تبلیغ لوازم التحریر متناسب با فرهنگ مان باعث خوشنودی و امیدواری است، اما تا این پیام های متناقض وجود دارد نباید انتظار تغییری اساسی را داشت.

 

 پی نوشت:

شیرازی ها می توانند برای تهیه ی این گونه لوازم التحریر به یکی از دو آدرس زیر مراجعه کنند:

1. سی متری سینما سعدی. کتاب فروشی پاتوق کتاب. تلفن: 2344615

2. خیابان قصردشت. نبش سه راه برق. تلفن: 2320891

نگارش در تاريخ پنجشنبه ششم شهریور ۱۳۹۳ توسط فاطمه محمدی |

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام.

اگه یه­ نفر از ما بپرسه که « آیا شما حاضرید به رژیم صهیونیستی در جنگ با حزب الله و حماس ـ و شاید در آینده با ایران ـ کمک کنید؟ » چه جواب می دهیم؟ جواب سختی نیست...

اگه جای پرسش، به ما اتهام زد که « شما متهم به شراکت با صهیونیست­ ها، برای آدم­ کشی در غزه و جنوب لبنان هستید! » چه می­ کنیم؟ یه مقدار سخت شد! احتمالا می­ گوییم این وصله­ ها به ما نمی ­چسبد...

اگه با سند، به ما اعلام کنه که « شما به کودک ­کشان ارتش اسرائیل کمک مالی می­ کنید! » آن وقت چه می­ کنیم؟

آیا شریک جرم اسرائیل نشدن، برای ما این قدر اهمیت داره که حاضر باشیم بیست دقیقه وقت­مان را خرج کنیم برای مطالعه­ ی اسناد او؟

آیا آلوده نشدن دست­مان به خون نوزادان غزه، این قدر ارزشمنده که از خرید بعضی مارک ­های مشهور خود­داری کنیم؟ مارک­ هایی که هم در سوپر مارکت سر کوچه­ مان یافت می ­شه، هم در فروش­گاه ­های ورزشی، هم گوشی­ های موبایل، هم...

و آیا حاضریم از یک نرم­ افزار گوشی همراه ­مان دل ببریم تا نفرین مادران غزه دامن­گیرمون نشه؟

...

در مورد مارک­ ها شاید شنیده باشید. و اگر نه، می­ تونید جست­ و­ جویی در اینترنت کنید. احتمالا به نتیجه می­ رسید.

این نوشته بیش­تر نظر دارد به نرم­ افزار واتس آپ. امیدوارم اگر بدانیم عضویت ما در واتس آپ، مبلغی بیش از صد و بیست هزار تومان به حساب صهیونیست­ ها واریز می کنه، در استفاده از اون تجدید نظری کنیم. در حالی که جای­گزین ­هایی هم برای این ابزار وجود داره.

اگه احساس می­ کنید این مساله اهمیتی داره، سری به آدرس زیر بزنید؛ و الّا فلا!

Whatsap.blog.ir

 

پی­ نوشت: باید به حال خودمان متاسف باشیم که برای کمی، فقط کمی، به خود آمدن­ مان، باید خون ببینیم! دشمنی و ستیز ما با این غده ­ی سرطانی، ادامه ­دار است؛ چه وقتی سرانش با کراوات پشت میز مذاکرات سازش هستند، و چه وقتی سربازانش با مسلسل در میدان جنگ...

 

 

نگارش در تاريخ دوشنبه بیستم مرداد ۱۳۹۳ توسط فاطمه محمدی |
                                      

 چهاردهم مردادماه،در تقویم جمهوری اسلامی ایران،بعنوان روز "حقوق بشر اسلامی"نامگذاری شده.به همین مناسبت به معرفی کتاب"فلسفه حقوق بشر"اثر آیت الله جوادی میپردازیم.

 رویدادها و فجایع اخیر در کشورهای منطقه و بطور خاص جنایات رژیم اشغالگر قدس و هم پیمانانش -علیه مردم عزت آفرین غزه -که خود را مدعیان حقوق بشر در دوران معاصر معرفی میکنند بیش از پیش حاکی از مبدل شدن این مسئله به صورت حربه ای در دست طواغیت زمان میباشد.که این امر ضرورت مطالعه و بررسی های جدی را توسط محققین و حقوقدانان نمایان میکند.

کتاب"فلسفه حقوق بشر"از جمله آثار اندیشمند با فضیلت،حضرت آیت الله جوادی آملی میباشد که در قالب سلسله بحثهایی پیرامون فلسفه دین،بطور مفصل به تبیین موضوع فوق پرداخته ؛بگونه ایکه مخاطبین کتاب با مطالعه آن ضمن مجهز شدن به سپر علمی برای مقابله با شبهات گسترده،در رویارویی با عملکرد واضعان و مدعیان حقوق بشر اومانیستی،در مقام فردی مدعی و پرسشگر مینشیند که با رویکردی برهانی و استدلالی حقوق بشر اسلامی را شایسته حاکمیت بر روابط انسانی میداند.

 این اثر ارزشمند دارای یک مقدمه مفصل هفتاد ویک صفحه ای و نه فصل میباشد که به شرح ذیل میباشد:

-فصل اول: حق و مسائل پیرامونی آن- فصل دوم: حق تعیین حقوق بشر، تنها از آنِ خداست

-فصل سوم: کلیاتی در باب منابع و مبانی حقوق بشر -فصل چهارم: پایه های اعتقادی بحث حقوق بشر در اسلام -فصل پنجم: منابع حقوق بشر در اسلام

-فصل ششم: مبانی حقوق بشر در اسلام -فصل هفتم: مطالعه تطبیقی حقوق بشر

-فصل هشتم: مزایای نظام حقوق بشر در اسلام -فصل نهم: نگاهی به اعلامیه جهانی حقوق بشر

_____________________________

در این فرصت بخش هایی از متن کتاب را ذکر میکنیم:

*حق شناسی نخستین گام در بررسی حقوق بشر:

"پیش از آنکه بخواهیم وظیفه دیگران را تبیین کنیم و از حقوق بشر سخن بگوییم باید نخست به محدوده هستی خود نظر کنیم.اگر ما حق محور نباشیم هرگز نمیتوانیم حق شناس گردیم.انسان پیش از آنکه محقق باشد باید متحقق باشد.گرچه تحقق عملی بعد از تحقیق علمی است،لیکن حق مداری،نخستین پایه تحقیق علمی درباره حق است..."

نویسنده توانمند کتاب در بخش انتهایی کتاب در ذیل عنوان "تجربه تلخ و عبرت آموز"اینگونه حقوق بشر و مدعیان آنرا مورد هجوم و پرسش میگیرد:

"جامعه جند میلیاردی امروز را چه کسی مدیریت میکند؟هیات مدیره این تشکیلات غیر دینی،قدرتهای مستکبری هستند که در غارت و قتل،کارنامه ای سیاه و دیرهنگام دارند... .آنها پیمان شکنانی اند که با دیدگاه صهیونیستی به جهان مینگرند و حتی در حفظ یک امانت کم بها نمیتوان به آنها اعتماد کرد.

(برخی از اهل کتاب،چنانند که اگر یک دینار نزدشان امانت نهی،به تو باز نمیگردانند.مگر اینکه نزدشان بایستی و هوشیار باشی.75آل عمران)

آیا کسانیکه از یک دینار نمیگذرند،امانت جهان را به دیده احترام مینگرند؟به همین دلیل است که اکنون حتی قوانین خودساخته همین هیات مدیره،تنها برای سرکوب مظلومان و مستضعفان جهان بکار بسته میشود.

در پایان این قسمت حضرت آیت الله جوادی  سر"تبعیض در اجرای قوانین حقوق بشر"افشا مینماید:

"...براستی این تبعیض ظالمانه در کدام اندیشه ریشه دارد؟

این فکر برخاسته از همان منطق صهیونیستی است که قرآن کریم آنرا معرفی میکند:

(خیانت آنها در امانت از اینروست که مدعی اند:ما درباره مسلمانان تعهدی نداریم.75آل عمران)

بر پایه این منطق صهیونیستی که امروز جهان غرب را فراگرفته است،هرکس از دین و نژاد آنان نباشد،از قوانین حقوق بین الملل بهره ای ندارد.آنان که خود را رد بازنگرداندن امانت آزاد میدانند،بی تردید در قراردادهای بین المللی و داد و ستدها نیز به همین شیوه عمل میکنند.اکنون بنگرید که چه فاصله شگفتی میان آن منطق و منطق دینی که امام معصومش-امام سجاد(ع)-میفرماید:

(سوگند به آن که محمد را پیام آور حق ساخت،اگر کشنده امام حسین(ع)همان شمشیر را که با آن پدرم شهید ساخت،نزد ما به امانت سپارد،ما بدو خیانت نمی ورزیم.)...

 

نگارش در تاريخ سه شنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۳ توسط امیر کشتگر |
 شما قضاوت کنید!                                                                   

اگر گروهی اوباش به خانه و کاشانه شما حمله ور شوند و قصد تعرض به عزیزانتان را داشته باشند چه میکنید.واکنش طبیعی یک مادر در قبال به خطر افتادن جان فرزندش چیست و چگونه باید باشد؟اگر مردی همسر و دختر خود را در معرض تعرض این افراد مهاجم ببیند چه واکنشی باید نشان دهد؟

قطعا واکنش هر انسانی در پاسخ به این سوال این خواهد بود ،که من حق دفاع از خود و وابستگانم را دارم ،ولو به قیمت به خطر افتادن جانم ؛و اگر کسی غیر از این بگوید باید در خیلی چیزهای او که اولین آن انسان بودنش است تردید کرد.                                                                                                          
                                                 ... وحشیانه 3 کودک در غزه به شهادت رسیدند            

حال تصور کنید در این میانه،فردی برخیزد و بعنوان داور،میانجی یا کسیکه تظاهر به بی طرفی میکند،به شما بگوید:شما در مقابل تجاوز اراذل و اوباش هیچ حقی برای دفاع نداری!وباز بگوید: کمترین تقلاها و تلاشهای تو برای حفاظت از شرافت خود و اطرافیانت به منزله جوازی برای تجاوز بیشتر است!در این زمان شما چه میکنید؟با چه منطقی باید با این فرد به ظاهر میانجی  روبرو شد؟چه واژه،اصطلاح،یا معادلی میتوان جستجو کرد تا عمق ظلم او را بیان کرد؟تا عمق وقاحت او را متذکر شد؟

امروز بیست وهشت روز از تجاوز رژیم صهیونیستی و مقاومتهای عزت آفرین مردم غزه  میگذرد.طبق اخبار منتشر شده تاکنون 1848نفر از مردم مظلوم غزه به شهادت رسیده اند،و حدود ده هزار نفر مجروح شده اند.5510خانه تماما مخروب گشته و به تلی از خاک تبدیل شده اند.و ده ها هزارتن در یک باریکه چند صد کیلومتری آواره گشته اند.تصاویر و گزارشات حاکی از انست که بخش عمده ای از شهدا را کودکان وزنان تشکیل میدهند.و اینها همه در حالیست که دولتها و سازمانهای مدعی بین المللی با حمایتها یا سکوت خود در مسیر تقویت رژیم صهیونیستی عمل میکنند.

در این ایام به کررات  مواضع شرم آور دولت ایالات متحده را در توجیه نسل کشی و جنایات رژیم غاضب صهیونیستی شنیده ایم،که گفته است:این گروه های مقاومت هستند که عامل کشته شدن انسانهای بی گناه هستند و اسراییل حق دفاع از خود را دارد! این موضع گیری را روسای جمهور و شخصیتهای سیاسی سایر دول غربی نیز اتخاذ میکنند.سازمانهای بین المللی و حقوق بشری و بدتر از آن دولتهای دست نشانده و متحجر عرب تیز گویی سیاستهای خود را بر همین مبنا جعل کرده اند.

در این فرصت در مقام بررسی صحت یا کذب این بیانات مغرضانه نیستیم چرا که هر وجدان بیدار بعد از این همه فاجعه، دیگر دچار فریبهایی که پیش از این ،از  شیاطین زمان که استعمار و استثمار خود را در حجابی از واژگان و اصطلاحات  بشر دوستانه و صلح طلبانه ابراز میداشتند نخواهد شد.گویی که باید این حجاب تزویر و تدلیس با به خون آغشته شدن کودکان فلسطینی، از برابر دیدگان ما کنار رود تا بدانیم باید در کدام سو بجنگیم و حرکت کنیم.و چه تلخ است که خود آگاهی تاریخی من در گرو به خون آغشته شدن کودکی سه روزه و ناله های مادری فرزند مرده باشد!که اگر رهبری این کودک فداکار نبود چه بسا تا ابد ...

در این فرصت میخواهیم بصورت مختصر به تبیین این پرسش بپرازیم که براستی چه بنای فکری و عقیده ای گروهی که خود را دیندار معرفی میکند وادرار مینماید تا چنین اعمال و رفتارهای غیر انسانی را مرتکب شود؟و مشخصا به این سوال پاسخ میگوییم که چه نسبتی میان رفتارهای امروز صهیونیسمها با آموزه های یهودیت تحریف شده وجود دارد؟در این راستا ضمن بهره گیری از بیانات قرآن کریم مراجعه ای خواهیم داشت به برخی متون دینی یهود.(با استفاده از کتاب اخلاق یهود و تمدن غربی،رکنی)

 قرآن کریم ویژگی های متعددی را در آیات مختلف برای بنی اسرائیل برمیشمارد که از آن جمله:

دین ستیزی(64مائده)-تدلیس و تزویر و کتمان حقیقت(بقره146،اعراف169،آل عمران187،آل عمران 71)-تحریف گری متون دینی(13مائده)-دنیا دوستی شدید(بقره96)-فسادگرایی(مائده62،بقره61)

در کنار این ویژگیها با مراجعه به تاریخ زندگانی بنی اسرائیل و متون دینی یهود به صفاتی چون:عدم اعتقاد به معاد(خاصه در فرقه صدوقیان)-ماده گرایی-انطباق پذیری با محیط-تقلب و نرخ شکنی-نشر اکاذیب بر میخوریم که خوانندگان محترم بمنظور مطالعه شواهد این مطالب به کتابی که پیشتر اشاره شد مراجعه کنند.

در میان این رذایل رفتاری دو رفتار برجسته وجود دراد که مطالعه آنها ما را تاحد زیادی به درک خلق جنون آمیز و وحشی گرایانه رژیم جعلی صهیونیستی در قبال مردم مقاوم غزه نزدیک میکند.که عبارتند از:اولا)قومیت گرایی شدید و خود برتز بینی.ثاینیا)قساوت قلب و عهد شکنی.

ویژگی اول ضمن آنکه یک همبستگی شدید ملی را بین یهود در طول تاریخ بوجود آورده زمینه ساز ایجاد نوعی نگرش خاص به سایر انسانها و به تعبیر انسانشناسی شده است.انسانشناسی که بر مبنای آن عضویت در این قوم مایه تبختر و خودپسندی بر دیگران است که رهاورد آن نوعی رفتار سیاسی و اجتماعی خاصی در قبال سایرین میباشد.نمونه مشخص این موضوع ادعای"برگزیده بودن"است.توهمی که تورات نیز به آن دامن زده.

*وایشان قوم من خواهند بود و من خدای ایشان خواهم بود.حزقیال/11-20

*و به فرعون بگو خداوند چنین میگوید:اسراییل پسر من و نخست زاده من است.خروج/4-22

در این راستا نویسنده کتاب"اخلاق یهودی و تمدن غربی چنین میگوید:

"احبار و مفسران یهود اعتقاد دارند خدا یهود را بعنوان قوم برتر برگزید و تمام بشر بردگان ایشانند.به همین علت مردم غیر یهود را(جوییم)یعنی حیوانهای به شکل بشر میخوانند.طبق تصریح تلمود:تفاوت میان یهودی و غیر یهودی همان قدر است که میان انسان و حیوانفرق وجود دارد.تلمود سهندرین2-58"

براستی آیا نمیتوان با قرائت جدیدتری از متون دینی ،مجوز نسل کشی حیوانات توسط تنها گروه انسانها صادر کرد؟

   ویژگی دومی که پیشتر نیز بدان اشاره شد،و قرآن کریم نیز چندین بار آنرا مورد تاکید قرار داده است،قساوت قلب و عهد شکنی بنی اسراییل است.قساوتی که ریشه در رفتار تاریخی و عقاید  یک قوم دارد از اینرو نمیتوان حوادث امروز را که از رژیم منحوس صهیونیستی صادر میشود در حد یک رخداد سیاسی ناخوشایند تقلیل داد.در قرآن کریم در این رابطه چنین آمده است:

*74بقره:"پس از آن دلهای شما چون سنگ سخت گردید.حتی سخت تر از سنگ.و...

*13مائده:"به سزای پیمان شکستنشان لعنتشان کردیم و دلهای هایشان را سخت نمودیم.

محمد باقر رکنی در این رابطه تحلیل و بهتر بگویم پرسش جالبی را طرح میکند:

"براستی قومی که به بزرگان و پیامبران رحم نمیکردند آیا نمیتوانند جواز هرگونه خشونت و سبعیت را،آنهم براساس وظیفه دینی خود صادر کنند؟"

موارد متعددی را در متون دینی یهودیت تحریف شده میتوانیم سراغ بگیریم که به توجیه خشونتها و نسل کشی میپردازد:

*"اما از شهرها این امتهایی که یهوه،خدایت تو را به ملکیت میدهد هیچ ذی نفس را زنده مگذار!بلکه ایشان را ...چنانکه یهوه خدایت تو را امر فرموده بالکل هلاک ساز".تثنیه/20/16

 آنچه گفته شد تنها ملاحظه ای مختصر بر نقش آموزههای یک دین تحریف شده در سقوط تاریخی یک قوم به نام یهود در همه ابعاد را بیان میکند که آسیبهای زیادی را به سایرین نیز وارد کرده است. واین امر، ضرورت مطالعه در افکار و حیات این تفکر، با توجه به پیوندهای عمیق فرهنگی،اقتصادی و سیاسی عصر ما با آن بیش از پیش مشخص میکند.

-----------------------------------------------------

منابعی که برای مطالعه بیشتر توصیه میشود:

-اخلاق یهودی و تمدن غربی،رکنی                     -تاریخ یهود_مذهب یهود،شاهاک اسراییل،مجید شریف

-یهودیان و حیات اقتصادی مدرن،سومبارت ورند       -یهود و صهیونیسم،احمد کریمیان

 

نگارش در تاريخ دوشنبه سیزدهم مرداد ۱۳۹۳ توسط امیر کشتگر |

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ