چهاردهم مردادماه،در تقویم جمهوری اسلامی ایران،بعنوان روز "حقوق بشر اسلامی"نامگذاری شده.به همین مناسبت به معرفی کتاب"فلسفه حقوق بشر"اثر آیت الله جوادی میپردازیم.

 رویدادها و فجایع اخیر در کشورهای منطقه و بطور خاص جنایات رژیم اشغالگر قدس و هم پیمانانش -علیه مردم عزت آفرین غزه -که خود را مدعیان حقوق بشر در دوران معاصر معرفی میکنند بیش از پیش حاکی از مبدل شدن این مسئله به صورت حربه ای در دست طواغیت زمان میباشد.که این امر ضرورت مطالعه و بررسی های جدی را توسط محققین و حقوقدانان نمایان میکند.

کتاب"فلسفه حقوق بشر"از جمله آثار اندیشمند با فضیلت،حضرت آیت الله جوادی آملی میباشد که در قالب سلسله بحثهایی پیرامون فلسفه دین،بطور مفصل به تبیین موضوع فوق پرداخته ؛بگونه ایکه مخاطبین کتاب با مطالعه آن ضمن مجهز شدن به سپر علمی برای مقابله با شبهات گسترده،در رویارویی با عملکرد واضعان و مدعیان حقوق بشر اومانیستی،در مقام فردی مدعی و پرسشگر مینشیند که با رویکردی برهانی و استدلالی حقوق بشر اسلامی را شایسته حاکمیت بر روابط انسانی میداند.

 این اثر ارزشمند دارای یک مقدمه مفصل هفتاد ویک صفحه ای و نه فصل میباشد که به شرح ذیل میباشد:

-فصل اول: حق و مسائل پیرامونی آن- فصل دوم: حق تعیین حقوق بشر، تنها از آنِ خداست

-فصل سوم: کلیاتی در باب منابع و مبانی حقوق بشر -فصل چهارم: پایه های اعتقادی بحث حقوق بشر در اسلام -فصل پنجم: منابع حقوق بشر در اسلام

-فصل ششم: مبانی حقوق بشر در اسلام -فصل هفتم: مطالعه تطبیقی حقوق بشر

-فصل هشتم: مزایای نظام حقوق بشر در اسلام -فصل نهم: نگاهی به اعلامیه جهانی حقوق بشر

_____________________________

در این فرصت بخش هایی از متن کتاب را ذکر میکنیم:

*حق شناسی نخستین گام در بررسی حقوق بشر:

"پیش از آنکه بخواهیم وظیفه دیگران را تبیین کنیم و از حقوق بشر سخن بگوییم باید نخست به محدوده هستی خود نظر کنیم.اگر ما حق محور نباشیم هرگز نمیتوانیم حق شناس گردیم.انسان پیش از آنکه محقق باشد باید متحقق باشد.گرچه تحقق عملی بعد از تحقیق علمی است،لیکن حق مداری،نخستین پایه تحقیق علمی درباره حق است..."

نویسنده توانمند کتاب در بخش انتهایی کتاب در ذیل عنوان "تجربه تلخ و عبرت آموز"اینگونه حقوق بشر و مدعیان آنرا مورد هجوم و پرسش میگیرد:

"جامعه جند میلیاردی امروز را چه کسی مدیریت میکند؟هیات مدیره این تشکیلات غیر دینی،قدرتهای مستکبری هستند که در غارت و قتل،کارنامه ای سیاه و دیرهنگام دارند... .آنها پیمان شکنانی اند که با دیدگاه صهیونیستی به جهان مینگرند و حتی در حفظ یک امانت کم بها نمیتوان به آنها اعتماد کرد.

(برخی از اهل کتاب،چنانند که اگر یک دینار نزدشان امانت نهی،به تو باز نمیگردانند.مگر اینکه نزدشان بایستی و هوشیار باشی.75آل عمران)

آیا کسانیکه از یک دینار نمیگذرند،امانت جهان را به دیده احترام مینگرند؟به همین دلیل است که اکنون حتی قوانین خودساخته همین هیات مدیره،تنها برای سرکوب مظلومان و مستضعفان جهان بکار بسته میشود.

در پایان این قسمت حضرت آیت الله جوادی  سر"تبعیض در اجرای قوانین حقوق بشر"افشا مینماید:

"...براستی این تبعیض ظالمانه در کدام اندیشه ریشه دارد؟

این فکر برخاسته از همان منطق صهیونیستی است که قرآن کریم آنرا معرفی میکند:

(خیانت آنها در امانت از اینروست که مدعی اند:ما درباره مسلمانان تعهدی نداریم.75آل عمران)

بر پایه این منطق صهیونیستی که امروز جهان غرب را فراگرفته است،هرکس از دین و نژاد آنان نباشد،از قوانین حقوق بین الملل بهره ای ندارد.آنان که خود را رد بازنگرداندن امانت آزاد میدانند،بی تردید در قراردادهای بین المللی و داد و ستدها نیز به همین شیوه عمل میکنند.اکنون بنگرید که چه فاصله شگفتی میان آن منطق و منطق دینی که امام معصومش-امام سجاد(ع)-میفرماید:

(سوگند به آن که محمد را پیام آور حق ساخت،اگر کشنده امام حسین(ع)همان شمشیر را که با آن پدرم شهید ساخت،نزد ما به امانت سپارد،ما بدو خیانت نمی ورزیم.)...

 

نگارش در تاريخ سه شنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۳ توسط امیر کشتگر |
 شما قضاوت کنید!                                                                   

اگر گروهی اوباش به خانه و کاشانه شما حمله ور شوند و قصد تعرض به عزیزانتان را داشته باشند چه میکنید.واکنش طبیعی یک مادر در قبال به خطر افتادن جان فرزندش چیست و چگونه باید باشد؟اگر مردی همسر و دختر خود را در معرض تعرض این افراد مهاجم ببیند چه واکنشی باید نشان دهد؟

قطعا واکنش هر انسانی در پاسخ به این سوال این خواهد بود ،که من حق دفاع از خود و وابستگانم را دارم ،ولو به قیمت به خطر افتادن جانم ؛و اگر کسی غیر از این بگوید باید در خیلی چیزهای او که اولین آن انسان بودنش است تردید کرد.                                                                                                          
                                                 ... وحشیانه 3 کودک در غزه به شهادت رسیدند            

حال تصور کنید در این میانه،فردی برخیزد و بعنوان داور،میانجی یا کسیکه تظاهر به بی طرفی میکند،به شما بگوید:شما در مقابل تجاوز اراذل و اوباش هیچ حقی برای دفاع نداری!وباز بگوید: کمترین تقلاها و تلاشهای تو برای حفاظت از شرافت خود و اطرافیانت به منزله جوازی برای تجاوز بیشتر است!در این زمان شما چه میکنید؟با چه منطقی باید با این فرد به ظاهر میانجی  روبرو شد؟چه واژه،اصطلاح،یا معادلی میتوان جستجو کرد تا عمق ظلم او را بیان کرد؟تا عمق وقاحت او را متذکر شد؟

امروز بیست وهشت روز از تجاوز رژیم صهیونیستی و مقاومتهای عزت آفرین مردم غزه  میگذرد.طبق اخبار منتشر شده تاکنون 1848نفر از مردم مظلوم غزه به شهادت رسیده اند،و حدود ده هزار نفر مجروح شده اند.5510خانه تماما مخروب گشته و به تلی از خاک تبدیل شده اند.و ده ها هزارتن در یک باریکه چند صد کیلومتری آواره گشته اند.تصاویر و گزارشات حاکی از انست که بخش عمده ای از شهدا را کودکان وزنان تشکیل میدهند.و اینها همه در حالیست که دولتها و سازمانهای مدعی بین المللی با حمایتها یا سکوت خود در مسیر تقویت رژیم صهیونیستی عمل میکنند.

در این ایام به کررات  مواضع شرم آور دولت ایالات متحده را در توجیه نسل کشی و جنایات رژیم غاضب صهیونیستی شنیده ایم،که گفته است:این گروه های مقاومت هستند که عامل کشته شدن انسانهای بی گناه هستند و اسراییل حق دفاع از خود را دارد! این موضع گیری را روسای جمهور و شخصیتهای سیاسی سایر دول غربی نیز اتخاذ میکنند.سازمانهای بین المللی و حقوق بشری و بدتر از آن دولتهای دست نشانده و متحجر عرب تیز گویی سیاستهای خود را بر همین مبنا جعل کرده اند.

در این فرصت در مقام بررسی صحت یا کذب این بیانات مغرضانه نیستیم چرا که هر وجدان بیدار بعد از این همه فاجعه، دیگر دچار فریبهایی که پیش از این ،از  شیاطین زمان که استعمار و استثمار خود را در حجابی از واژگان و اصطلاحات  بشر دوستانه و صلح طلبانه ابراز میداشتند نخواهد شد.گویی که باید این حجاب تزویر و تدلیس با به خون آغشته شدن کودکان فلسطینی، از برابر دیدگان ما کنار رود تا بدانیم باید در کدام سو بجنگیم و حرکت کنیم.و چه تلخ است که خود آگاهی تاریخی من در گرو به خون آغشته شدن کودکی سه روزه و ناله های مادری فرزند مرده باشد!که اگر رهبری این کودک فداکار نبود چه بسا تا ابد ...

در این فرصت میخواهیم بصورت مختصر به تبیین این پرسش بپرازیم که براستی چه بنای فکری و عقیده ای گروهی که خود را دیندار معرفی میکند وادرار مینماید تا چنین اعمال و رفتارهای غیر انسانی را مرتکب شود؟و مشخصا به این سوال پاسخ میگوییم که چه نسبتی میان رفتارهای امروز صهیونیسمها با آموزه های یهودیت تحریف شده وجود دارد؟در این راستا ضمن بهره گیری از بیانات قرآن کریم مراجعه ای خواهیم داشت به برخی متون دینی یهود.(با استفاده از کتاب اخلاق یهود و تمدن غربی،رکنی)

 قرآن کریم ویژگی های متعددی را در آیات مختلف برای بنی اسرائیل برمیشمارد که از آن جمله:

دین ستیزی(64مائده)-تدلیس و تزویر و کتمان حقیقت(بقره146،اعراف169،آل عمران187،آل عمران 71)-تحریف گری متون دینی(13مائده)-دنیا دوستی شدید(بقره96)-فسادگرایی(مائده62،بقره61)

در کنار این ویژگیها با مراجعه به تاریخ زندگانی بنی اسرائیل و متون دینی یهود به صفاتی چون:عدم اعتقاد به معاد(خاصه در فرقه صدوقیان)-ماده گرایی-انطباق پذیری با محیط-تقلب و نرخ شکنی-نشر اکاذیب بر میخوریم که خوانندگان محترم بمنظور مطالعه شواهد این مطالب به کتابی که پیشتر اشاره شد مراجعه کنند.

در میان این رذایل رفتاری دو رفتار برجسته وجود دراد که مطالعه آنها ما را تاحد زیادی به درک خلق جنون آمیز و وحشی گرایانه رژیم جعلی صهیونیستی در قبال مردم مقاوم غزه نزدیک میکند.که عبارتند از:اولا)قومیت گرایی شدید و خود برتز بینی.ثاینیا)قساوت قلب و عهد شکنی.

ویژگی اول ضمن آنکه یک همبستگی شدید ملی را بین یهود در طول تاریخ بوجود آورده زمینه ساز ایجاد نوعی نگرش خاص به سایر انسانها و به تعبیر انسانشناسی شده است.انسانشناسی که بر مبنای آن عضویت در این قوم مایه تبختر و خودپسندی بر دیگران است که رهاورد آن نوعی رفتار سیاسی و اجتماعی خاصی در قبال سایرین میباشد.نمونه مشخص این موضوع ادعای"برگزیده بودن"است.توهمی که تورات نیز به آن دامن زده.

*وایشان قوم من خواهند بود و من خدای ایشان خواهم بود.حزقیال/11-20

*و به فرعون بگو خداوند چنین میگوید:اسراییل پسر من و نخست زاده من است.خروج/4-22

در این راستا نویسنده کتاب"اخلاق یهودی و تمدن غربی چنین میگوید:

"احبار و مفسران یهود اعتقاد دارند خدا یهود را بعنوان قوم برتر برگزید و تمام بشر بردگان ایشانند.به همین علت مردم غیر یهود را(جوییم)یعنی حیوانهای به شکل بشر میخوانند.طبق تصریح تلمود:تفاوت میان یهودی و غیر یهودی همان قدر است که میان انسان و حیوانفرق وجود دارد.تلمود سهندرین2-58"

براستی آیا نمیتوان با قرائت جدیدتری از متون دینی ،مجوز نسل کشی حیوانات توسط تنها گروه انسانها صادر کرد؟

   ویژگی دومی که پیشتر نیز بدان اشاره شد،و قرآن کریم نیز چندین بار آنرا مورد تاکید قرار داده است،قساوت قلب و عهد شکنی بنی اسراییل است.قساوتی که ریشه در رفتار تاریخی و عقاید  یک قوم دارد از اینرو نمیتوان حوادث امروز را که از رژیم منحوس صهیونیستی صادر میشود در حد یک رخداد سیاسی ناخوشایند تقلیل داد.در قرآن کریم در این رابطه چنین آمده است:

*74بقره:"پس از آن دلهای شما چون سنگ سخت گردید.حتی سخت تر از سنگ.و...

*13مائده:"به سزای پیمان شکستنشان لعنتشان کردیم و دلهای هایشان را سخت نمودیم.

محمد باقر رکنی در این رابطه تحلیل و بهتر بگویم پرسش جالبی را طرح میکند:

"براستی قومی که به بزرگان و پیامبران رحم نمیکردند آیا نمیتوانند جواز هرگونه خشونت و سبعیت را،آنهم براساس وظیفه دینی خود صادر کنند؟"

موارد متعددی را در متون دینی یهودیت تحریف شده میتوانیم سراغ بگیریم که به توجیه خشونتها و نسل کشی میپردازد:

*"اما از شهرها این امتهایی که یهوه،خدایت تو را به ملکیت میدهد هیچ ذی نفس را زنده مگذار!بلکه ایشان را ...چنانکه یهوه خدایت تو را امر فرموده بالکل هلاک ساز".تثنیه/20/16

 آنچه گفته شد تنها ملاحظه ای مختصر بر نقش آموزههای یک دین تحریف شده در سقوط تاریخی یک قوم به نام یهود در همه ابعاد را بیان میکند که آسیبهای زیادی را به سایرین نیز وارد کرده است. واین امر، ضرورت مطالعه در افکار و حیات این تفکر، با توجه به پیوندهای عمیق فرهنگی،اقتصادی و سیاسی عصر ما با آن بیش از پیش مشخص میکند.

-----------------------------------------------------

منابعی که برای مطالعه بیشتر توصیه میشود:

-اخلاق یهودی و تمدن غربی،رکنی                     -تاریخ یهود_مذهب یهود،شاهاک اسراییل،مجید شریف

-یهودیان و حیات اقتصادی مدرن،سومبارت ورند       -یهود و صهیونیسم،احمد کریمیان

 

نگارش در تاريخ دوشنبه سیزدهم مرداد ۱۳۹۳ توسط امیر کشتگر |

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ