|
عشق دختر همسايهمان روسری ِ آبي به سر ميبندد. امروز صبح، باز دخترك را ديدم، دم درشان. برايش دست تكان دادم. با غيظ نگاهم كرد، برگشت و در را محكم، پشتِ سرش بست. باز، بعد از چند لحظه، سايهی آبي را ديدم كه پشت شيشهی مات پيدا شد و طرح نامشخص ِ لبهايش را، كه به شيشه چسبانده بود و برايم بوسه ميفرستاد. عاشقش شده ام. * *** |
درباره وبلاگ
با سلام
وبلاگی که هم اکنون در حال بازدید از آن می باشید , وبلاگ گروهی با موضوعات مختلف می باشد که توسط دانشجویان رشته ی فقه ومبانی حقوق دانشگاه شیراز ورودی 89 اداره می شود و آمادگی پاسخگویی سوالات شما در رابطه با این رشته را نیز دارد .
خوش آمدید...
• پست الکترونیک
موضوعات
آخرين مطالب
•
شرايط و ضوابط پذيرش دانشجوی بورسيه کارشناسی ارشد( ناپيوسته ) دانشگاه علوم قضايی و خدمات اداری در سال
•
راه سوم
آرشيو مطالب
نويسندگان
پيوند ها
پيوند هاي روزانه