غضنفر وارد كابين خلبان شد و گفت: زود برو فرانسه. خلبان نگاهي كرد وگفت: ولي تو كه اسلحه نداري. غضنفر گفت: خاك برسرتون، شما هميشه بايد اسلحه بالاي سرتون باشه، با زبون خوش نميتوني بري؟
يارو ميگه اون بالا چي كار ميكني ميگه دارم توت ميخورم ميگه اين كه درخت چناره ميگه توت تو جيبمه
دوتا غضنفر تصميم ميگيرن فارسي صحبت كنن اولي ميگه پاشو دومي نميپاشم اولي جواب ميده نگو نميپاشم بگو پاشيده نمي شوم
ازچوپان دروغگو بعد از مردن مي پرسن اسمت چيه ميگه دهقان فداكار
از يه معتاد مي پرسن مي گي تو بيژني مي گه نه من ژن دارم
غضنفر رو براي اولين بار مي برند توي هلي كوپتر .
توي آسمان از نفر سمت چپي اش ميپرسه : ببخشيد , شما گرمتونه ؟ طرف ميگه : نه
از سمت راستي ميپرسه : شما گرمتونه ؟ اون يكي هم ميگه : نه
بعد غضنفر بلند ميگه : آقاي خلبان هيچ كس گرمش نيست . قربون دستت . اون پنكه سقفي رو خاموشش كن
يه روز يه خانمي زنگ ميزنه به دكتر ميگه : آقاي دكتر به دادم برسيد بچه ام مداد قورت داده .
دكتره ميگه : من همين الان ميام . خانمه ميگه : دكتر تا اون موقع چي كار كنم ؟
دكتر ميگه : تا اون موقع ميتونين با خودكار بنويسين
غضنفر جلوي آيينه وايساده بود بعد گفت: جون داداش من تو رو يه جا ديدم. بعد كمي فكر كرد و گفت: آهان تو رو توي سلموني ديدم.
سه نفر خونشون برق نداشته , تصميم مي گيرند از خيابون برق بدزدند, بعد از مدتي دو دقيقه به دو دقيقه برق خونشون ميره! اگه گفتي چرا؟ چون برق را از چراغ راهنمائي دزديده بودند.
دفعه يه آبادانيه تو بيابون گم ميشه و داشته از تشنگي ميمرده .... خلاصه هي ميگفته آب آب آآآآآ آب .... يه دفعه ميرسه به يه چشمه دستاشو ميزنه تو آب ميكشه به موهاش ميگه آخيــــــــــش وُلك راحت شدم تيپ موهام خراب شده بود داشتم ميمردما!
مردي بدهي و قرض زياد داشت رفت ماشين مدل بالا خريد! زنش پرسيد : آخه مرد با اين وضعي که ما داريم چه وقت ماشين مدل بالا خريدن بود؟ مرد گفت : ماشينو خريدم تا سريع تر بتونم از دست طلبکارها فرار کنم!!!
مادره به بچش ميگه : مي دونم ....موهاي خواهرت رو كشيدي شيطونه گولت زد. . ميگه :آره ولي لگتي كه تو دلش زدم ابتكار خودم بود!!!!
پلسی ماشين مسافر کشي را که با سرعت در خيابان ميراند متوقف کرد و گفت : هشت تا مسافر داري و با اين سرعت هم ميراني راننده با عجله گفت : آخه اگه تندتر نرم اون سه نفري که توي صندوق عقبند خفه ميشند