.
31.شخص متمول از شخص با ایمان عزیزتر است.
32.ربا خواری آشكار است و ربا خوار مورد ملامت قرار نمی گیرد.
33.زن ها به عمل زنا افتخار می كنند.
34.زن برای نكاح مردان با شوهر خود همكاری می كند.
35.بیشتر مردم و بهترین خانه ها آن باشد كه به زنان در هرزگی شان كمك كند.
36.مومن به خاطر ایمانش غمناك و پست و خوار میگردد.
37.بدعت و زنا آشكار می گردد.
38.مردم به شهادت ناحق اعتماد می كنند.
39.دستورات دینی طبق تمایلات اشخاص تفسیر می گردد.
40.حلال تحریم شود و حرام مجاز.
41.مردم چنان در ارتكاب گناه جری شده اند كه منتظر رسیدن شب نیستند.
42.مومن نمی تواند كار بد را نكوهش كند، جز با قلب.
43.مال كلان در راه غضب اللهی خرج می شود.
44. زمامداران به كافران نزدیك می شوند و از نیكان دوری می گزینند.
45.والیان در داوری رشوه می گیرند.
46.پست های حساس دولتی به مزایده گذارده می شود.
47.مردم با محارم خود نزدیكی می كنند.
48.به تهمت و سوء ظن مرد به قتل می رسد.
49.مرد به مرد پیشنهاد عمل زشت می كند و خود و اموالش را در اختیار او می گذارد.
50.در میان مردان كار های زنانگی آشكار گشته (و خود را مانند زنان زینت می كنند، همان طور كه زن
برای جلب نظر شوهرش خود را آرایش می كند).
51.مرد به خاطر آمیزش با زنان مورد مورد سرزنش قرار می گیرد(كه چرا با مردان آمیزش نمی كند).
52.مرد از كسب زنش از هرزگی نان می خورد و آن را میداند و به آن تن می دهد.
53.زن برمردخودمسلط می شودوكاری راكه مردنمی خواهدانجام می دهد،وبه شوهر خودخرجی میدهد.
54.مرد، زن وكنیزش را(برای زنا)كرایه می دهد و به خوراك و نوشیدنی پستی تن در میدهد.
55.زنان مسلمان خود را در اختیار كافران می گذارند.
56.سوگند های به ناحق به نام خدا بسیار می گردد.
57.قمار آشكار می گردد.
58.شراب را بدون مانع علنا می فروشند.
59.مردم شریف را خوار می كند، كسی كه مردم از تسلط و قدرتش ترس دارند.
60.نزدیك ترین مردم به فرمانروایان كسی است كه به دشنام گویی ما خانواده ستایش شود.
61.هر كس ما را دوست دارد، دروغ گویش می دانند و شهادت او را نمی پذیرند.
62.بر گفتن حرف زور و ناحق مردم با همدیگر رقابت می كنند.
63.شنیدن قرآن بر مردم سنگین وگران می آید و در عوض، شنیدن سخنان باطل بر مردم آسان است.
64.همسایه، همسایه را از ترس زبانش گرامی می دارد.
65.حدود خدا تعطیل شده و در آن طبق دلخواه خود عمل می كنند.
66.مساجد طلا كاری می شوند.
67.راستگوترین مردم پیش آنها، مفتریان دروغگو می باشند.
68.شر و سخن چینی آشكار می شود.
69.ستم كاری شیوع می یابد.
70.غیبت را سخن نمكین می شمارند و مردم همدیگر را بدان مژده می دهند.
71.برای غیر خدا به حج و جهاد می روند.
72.سلطان به خاطر كافر، مومن را خوار می كند.
73.خرابی و ویرانی بیش از عمرانی و آبادی است.
74.زندگی مردم از كم فروشی اداره می شود.
75. لهو و لعب آشكار می گردد و كسی كه از كنار آن عبور می كند از آن جلوگیری نمی كند(و كسی
جرات جلو گیری را ندارد).
76.خونریزی آسان می شود.
77. آشوب بسیار می شود.
78.نماز را سبك می شمارند.
79. با حیوانات عمل زشت انجام می دهند.
80. فقیه برای غیر دین فقه می آموزد و دنیا و ریاست طلب می كند.
81. مرد مال بسیار دارد، ولی از وقتی كه آن را پیدا كرده و زكات آن را نپرداخته است.
82.مرد روز خود را به نشئه(شراب) به شب می برد و شب را به مستی صبح می كند.
83. قبر مرده ها را می شكافند و آنها را می آزارند و كفن هایشان را می فروشند.
84.حیوانات همدیگر را می درند.
85.مرد به مصلی می رود، ولی چون بر می گردد جامه در تن ندارد.
86.دل مردم سخت و چشمان شان خشك شده و یاد خدا بر آنان سنگین می آید.
87.كسب های حرام شیوع یافته و بر سر آن رقابت می كنند.
88.نماز خوان برای ریا و خود نمایی نماز می خواند.
89.مردم دور كسی را گرفته اند كه قدرت دارد.
90. مردم و انجمن ها پیروی نمی كنند مگر از توانگران.
91. مرده را به مسخره می گیرند و كسی برای مرگ او غمگین نمی شود.
92. هر سال بدعت و شرارت بیشتر می شود.
93.آلات لهو و لعب (حتی) در مكه و مدینه آشكار می گردد.
94.مردم به همدیگر نگاه می كنند و به مردم بد كار اقتدا می كنند.
95. به فقیر چیزی می دهند، در حالی كه به او می خندند و برای غیر خدا به او ترحم می نمایند.
96.راه خیر به كلی خالی است و كسی از آن راه نمی رود.
97. در مكه و مدینه كار هایی می كنند كه خدا دوست ندارد و كسی هم نیست كه مانع شود و هیچ
كس آنها را از این عمل زشت باز نمی دارد.
98. هر كس روزی حلال می جوید ، مورد سرزنش قرار می گیرد و جوینده حرام ، مورد ستایش و تعظیم
است .
99. مرد سخن حق می گوید و امر به معروف و نهی از منكر می كند؛ دیگران او را نصیحت می كنند و می
گویند: این كار بر تو لازم نیست.
100. مرد برای غرض دنیایی ریاست می طلبد و خود را به بد زبانی مشهور می سازد تا از او بترسند وكار
ها را به او واگذار كنند.
101.نشانه های آسمانی پدید می آید، ولی كسی از آن هراس ندارد.
102.مردم در حضور جمع، همانند بهائم مرتكب اعمال جنسی می شوند و هیچكس از ترس، كار زشت را
انكار نمی كند.
103.مرد در غیر طاعت خدا زیاد خرج می كند، ولی در مورد اطاعت خدا از كم هم دریغ می ورزد.
104.آزار به پدر و مادر آشكار می گردد و مقام آن هارا سبك می شمارند و حال آن ها در پیش فرزند از
همه بد تر باشد، و از این كه به آنها افترا زده شود، خوشحال می شوند.
105.زنها بر حكومت غالب گشته و پست های حساس را قبضه می كنند، و كاری پیش نمیرود، جز آن چه
طبق دلخواه آنان باشد.
106.پسر به پدر خود افترا میزند و به پدر و مادر خود نفرین می كند و از مرگشان خوشحال می شود.
107.اگر روزی بر مردی بگذرد كه در آن روز گناهی بزرگ مرتكب نشده باشد، مانند هرزگی یا كم فروشی
یا انجام كار حرام یا میخوارگی، آن روز غمگین است و خیال می كند كه روزش به هدر رفته و عمرش در
آن روز بی خود تلف شده است.
108.سلطان مواد غذایی را احتكار می كند.
109.حق خویشاوندان پیامبر(خمس) به نا حق تقسیم می شود و بدان قمار بازی می كنند و میخوارگی
می نمایند.
110.با شراب مداوا می كنند و بدان بهبودی می جویند.
111.مردم در مورد ترك امر به معروف و نهی از منكر و بی عقیدگی یكسان می شوند.
112.منافقان و اهل نفاق سر و صدایی دارند و اهل حق بی سر و صدا و خاموشند.
113.برای اذان گفتن و نماز خواندن مزد می گیرند.
114.مسجد ها پر است از كسانی كه ترس از خدا ندارند و برای غیبت و خوردن گوشت اهل حق به
مسجد می آیند و در مساجد، از شراب مست كننده توصیف می كنند.
115.شخص مست كه از خرد تهی گشته بر مردم پیش نمازی می كند و به مستی او ایراد نمی گیرند و
چون مست گردد، گرامیش می دارند.
116.هر كه مال یتیمان را بخورد، شایستگی او را می ستایند.
117.قضات به خلاف دستور خدا داوری می كنند.
118.زمامداران از روی طمع خیانت كاران را امین خود می سازند.
119.میراث (یتیمان) را فرمانروایان به دست افراد بد كار و بی باك نسبت به خدا داده اند، از آنها حق و
حساب می گیرند و جلوی آنها را رها می سازند تا هرچه می خواهند انجام دهند.
120.بر فراز منبرها مردم را به پرهیزكاری دستور می دهند، ولی خود گوینده به آن دستور عمل نمی
كند.
121.وقت نماز را سبك می شمارند.
122.صدقه به وساطت دیگران به اهل آن می دهند و به خاطر رضای خدا نمی دهند، بلكه از روی در
خواست مردم.
123.تمام هم و غم مردم شكم و عورت شان است.باكی ندارندكه چه بخورند و با چه آمیزش كنند.
124.دنیا به آنها روی آورده است.
125.نشانه های حق مندرس گشته است.
31.شخص متمول از شخص با ایمان عزیزتر است.
32.ربا خواری آشكار است و ربا خوار مورد ملامت قرار نمی گیرد.
33.زن ها به عمل زنا افتخار می كنند.
34.زن برای نكاح مردان با شوهر خود همكاری می كند.
35.بیشتر مردم و بهترین خانه ها آن باشد كه به زنان در هرزگی شان كمك كند.
36.مومن به خاطر ایمانش غمناك و پست و خوار میگردد.
37.بدعت و زنا آشكار می گردد.
38.مردم به شهادت ناحق اعتماد می كنند.
39.دستورات دینی طبق تمایلات اشخاص تفسیر می گردد.
40.حلال تحریم شود و حرام مجاز.
41.مردم چنان در ارتكاب گناه جری شده اند كه منتظر رسیدن شب نیستند.
42.مومن نمی تواند كار بد را نكوهش كند، جز با قلب.
43.مال كلان در راه غضب اللهی خرج می شود.
44. زمامداران به كافران نزدیك می شوند و از نیكان دوری می گزینند.
45.والیان در داوری رشوه می گیرند.
46.پست های حساس دولتی به مزایده گذارده می شود.
47.مردم با محارم خود نزدیكی می كنند.
48.به تهمت و سوء ظن مرد به قتل می رسد.
49.مرد به مرد پیشنهاد عمل زشت می كند و خود و اموالش را در اختیار او می گذارد.
50.در میان مردان كار های زنانگی آشكار گشته (و خود را مانند زنان زینت می كنند، همان طور كه زن
برای جلب نظر شوهرش خود را آرایش می كند).
51.مرد به خاطر آمیزش با زنان مورد مورد سرزنش قرار می گیرد(كه چرا با مردان آمیزش نمی كند).
52.مرد از كسب زنش از هرزگی نان می خورد و آن را میداند و به آن تن می دهد.
53.زن برمردخودمسلط می شودوكاری راكه مردنمی خواهدانجام می دهد،وبه شوهر خودخرجی میدهد.
54.مرد، زن وكنیزش را(برای زنا)كرایه می دهد و به خوراك و نوشیدنی پستی تن در میدهد.
55.زنان مسلمان خود را در اختیار كافران می گذارند.
56.سوگند های به ناحق به نام خدا بسیار می گردد.
57.قمار آشكار می گردد.
58.شراب را بدون مانع علنا می فروشند.
59.مردم شریف را خوار می كند، كسی كه مردم از تسلط و قدرتش ترس دارند.
60.نزدیك ترین مردم به فرمانروایان كسی است كه به دشنام گویی ما خانواده ستایش شود.
61.هر كس ما را دوست دارد، دروغ گویش می دانند و شهادت او را نمی پذیرند.
62.بر گفتن حرف زور و ناحق مردم با همدیگر رقابت می كنند.
63.شنیدن قرآن بر مردم سنگین وگران می آید و در عوض، شنیدن سخنان باطل بر مردم آسان است.
64.همسایه، همسایه را از ترس زبانش گرامی می دارد.
65.حدود خدا تعطیل شده و در آن طبق دلخواه خود عمل می كنند.
66.مساجد طلا كاری می شوند.
67.راستگوترین مردم پیش آنها، مفتریان دروغگو می باشند.
68.شر و سخن چینی آشكار می شود.
69.ستم كاری شیوع می یابد.
70.غیبت را سخن نمكین می شمارند و مردم همدیگر را بدان مژده می دهند.
71.برای غیر خدا به حج و جهاد می روند.
72.سلطان به خاطر كافر، مومن را خوار می كند.
73.خرابی و ویرانی بیش از عمرانی و آبادی است.
74.زندگی مردم از كم فروشی اداره می شود.
75. لهو و لعب آشكار می گردد و كسی كه از كنار آن عبور می كند از آن جلوگیری نمی كند(و كسی
جرات جلو گیری را ندارد).
76.خونریزی آسان می شود.
77. آشوب بسیار می شود.
78.نماز را سبك می شمارند.
79. با حیوانات عمل زشت انجام می دهند.
80. فقیه برای غیر دین فقه می آموزد و دنیا و ریاست طلب می كند.
81. مرد مال بسیار دارد، ولی از وقتی كه آن را پیدا كرده و زكات آن را نپرداخته است.
82.مرد روز خود را به نشئه(شراب) به شب می برد و شب را به مستی صبح می كند.
83. قبر مرده ها را می شكافند و آنها را می آزارند و كفن هایشان را می فروشند.
84.حیوانات همدیگر را می درند.
85.مرد به مصلی می رود، ولی چون بر می گردد جامه در تن ندارد.
86.دل مردم سخت و چشمان شان خشك شده و یاد خدا بر آنان سنگین می آید.
87.كسب های حرام شیوع یافته و بر سر آن رقابت می كنند.
88.نماز خوان برای ریا و خود نمایی نماز می خواند.
89.مردم دور كسی را گرفته اند كه قدرت دارد.
90. مردم و انجمن ها پیروی نمی كنند مگر از توانگران.
91. مرده را به مسخره می گیرند و كسی برای مرگ او غمگین نمی شود.
92. هر سال بدعت و شرارت بیشتر می شود.
93.آلات لهو و لعب (حتی) در مكه و مدینه آشكار می گردد.
94.مردم به همدیگر نگاه می كنند و به مردم بد كار اقتدا می كنند.
95. به فقیر چیزی می دهند، در حالی كه به او می خندند و برای غیر خدا به او ترحم می نمایند.
96.راه خیر به كلی خالی است و كسی از آن راه نمی رود.
97. در مكه و مدینه كار هایی می كنند كه خدا دوست ندارد و كسی هم نیست كه مانع شود و هیچ
كس آنها را از این عمل زشت باز نمی دارد.
98. هر كس روزی حلال می جوید ، مورد سرزنش قرار می گیرد و جوینده حرام ، مورد ستایش و تعظیم
است .
99. مرد سخن حق می گوید و امر به معروف و نهی از منكر می كند؛ دیگران او را نصیحت می كنند و می
گویند: این كار بر تو لازم نیست.
100. مرد برای غرض دنیایی ریاست می طلبد و خود را به بد زبانی مشهور می سازد تا از او بترسند وكار
ها را به او واگذار كنند.
101.نشانه های آسمانی پدید می آید، ولی كسی از آن هراس ندارد.
102.مردم در حضور جمع، همانند بهائم مرتكب اعمال جنسی می شوند و هیچكس از ترس، كار زشت را
انكار نمی كند.
103.مرد در غیر طاعت خدا زیاد خرج می كند، ولی در مورد اطاعت خدا از كم هم دریغ می ورزد.
104.آزار به پدر و مادر آشكار می گردد و مقام آن هارا سبك می شمارند و حال آن ها در پیش فرزند از
همه بد تر باشد، و از این كه به آنها افترا زده شود، خوشحال می شوند.
105.زنها بر حكومت غالب گشته و پست های حساس را قبضه می كنند، و كاری پیش نمیرود، جز آن چه
طبق دلخواه آنان باشد.
106.پسر به پدر خود افترا میزند و به پدر و مادر خود نفرین می كند و از مرگشان خوشحال می شود.
107.اگر روزی بر مردی بگذرد كه در آن روز گناهی بزرگ مرتكب نشده باشد، مانند هرزگی یا كم فروشی
یا انجام كار حرام یا میخوارگی، آن روز غمگین است و خیال می كند كه روزش به هدر رفته و عمرش در
آن روز بی خود تلف شده است.
108.سلطان مواد غذایی را احتكار می كند.
109.حق خویشاوندان پیامبر(خمس) به نا حق تقسیم می شود و بدان قمار بازی می كنند و میخوارگی
می نمایند.
110.با شراب مداوا می كنند و بدان بهبودی می جویند.
111.مردم در مورد ترك امر به معروف و نهی از منكر و بی عقیدگی یكسان می شوند.
112.منافقان و اهل نفاق سر و صدایی دارند و اهل حق بی سر و صدا و خاموشند.
113.برای اذان گفتن و نماز خواندن مزد می گیرند.
114.مسجد ها پر است از كسانی كه ترس از خدا ندارند و برای غیبت و خوردن گوشت اهل حق به
مسجد می آیند و در مساجد، از شراب مست كننده توصیف می كنند.
115.شخص مست كه از خرد تهی گشته بر مردم پیش نمازی می كند و به مستی او ایراد نمی گیرند و
چون مست گردد، گرامیش می دارند.
116.هر كه مال یتیمان را بخورد، شایستگی او را می ستایند.
117.قضات به خلاف دستور خدا داوری می كنند.
118.زمامداران از روی طمع خیانت كاران را امین خود می سازند.
119.میراث (یتیمان) را فرمانروایان به دست افراد بد كار و بی باك نسبت به خدا داده اند، از آنها حق و
حساب می گیرند و جلوی آنها را رها می سازند تا هرچه می خواهند انجام دهند.
120.بر فراز منبرها مردم را به پرهیزكاری دستور می دهند، ولی خود گوینده به آن دستور عمل نمی
كند.
121.وقت نماز را سبك می شمارند.
122.صدقه به وساطت دیگران به اهل آن می دهند و به خاطر رضای خدا نمی دهند، بلكه از روی در
خواست مردم.
123.تمام هم و غم مردم شكم و عورت شان است.باكی ندارندكه چه بخورند و با چه آمیزش كنند.
124.دنیا به آنها روی آورده است.
125.نشانه های حق مندرس گشته است.
امام صادق(علیه السلام) پس از پیش بینی این حوادث خطاب به راوی فرمود:
در چنین موقعی مواظب خود باش.نجات خود را از
خداوند بخواه (فرج نزدیك است) و بدان كه مردم با این
نافرمانی ها مستحق
عذابند.اگر عذاب بر آنها فرود آمد و تو در میان آنها بودی، باید به سوی رحمت
حق
بشتابی تا از كیفری كه آنها به واسطه سرپیچی از فرمان خدا می بینند، بیرون
بیای. بدان كه خداوند
پاداش نیكوكاران را ضایع نمی گرداند.(و ان رحمة الله قریب
من المحسنین)
نگارش در تاريخ پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط امین منصوری
|