صحبت از بازگشت یکی از اساسیترین نکاتی است که امام از این پس تا زمانی که فرصت طرح آن را دارد، بیان میکند. پس از رسیدن دشمن و حرکت به سمت کربلا امام بارها در سخنرانیهای خود در هر فرصت روی نامههای اهل کوفه تکیه دارد؛ بهعلاوه درباره ماهیت حکومت اموی سخن میگوید و امامت را از آن خود میداند و پس از آن میفرماید: اگر ما را نمیخواهید و حق ما را نمیشناسید، از همینجا بازمیگردم. [۴]
دو سپاه امام و حر بن یزید ریاحی در عرض هم در حال حرکت بودند و حر مراقب امام بود تا به حجاز بازنگردد. در این مسیر بود که امام میکوشید تا از کوفه دور شود و به سمت بادیه حرکت کند؛ اما حر ممانعت میکرد تا به کربلا رسیدند. عبیدالله بن زیاد برای مجبور کردن امام به بیعت با یزید یا جنگ کردن با وی عمر بن سعد را با سپاهی روانه کربلا کرد. گفتوگوهای چندی میان امام حسین ـ علیهالسلام ـ و عمر بن سعد در روزهای حضورش در کربلا صورت گرفت که همه روی مسئله بازگشت تکیه داشت و بر آن بود که وضعیت بهگونهای درآید که بتواند از حیطه قدرت ابن زیاد خارج شود.
نگارش در تاريخ پنجشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۱ توسط امین منصوری
|