مهاجرت به عتبات و مرجعیت

رفتن شیخ از دزفول که مسلما" به حالت قهر و نارضایتی بوده است، دو علت مهم و اساسی داشته است:


اول : علاقه و توجه شیخ به مراکز و حوزه های بزرگ علمی نجف و کربلا


دوم: ناخشنودی شیخ از نفوذ ملاکان و خوانین و وضع اخلاقی تربیتی آنها


شیخ بسال ۱۲۴۹ق. به قصد توطن در عتبات به کربلا رفت و زمانی وارد آن شهر مقدس گردید که چند سال از فوت شریف العلما متوفای ۱۲۴۵ق. گذشته بود و فقیه برجسته ای در آن شهر نبود، و تدریش حوزه علمیه نجف را دو نفر از فقهای بزرگ و مشهور به نامهای شیخ علی فرزند شیخ جعفر کاشف الغطا و شیخ محمد حسن صاحب جواهر به عهده داشتند.


شیخ انصاری در کربلا سکونت گزید و برای استفاده از شیخ علی کاشف الغطا، بیشتر اوقات از کربلا به نجف می رفت و در مجلس آن فقیه شرکت می کرد و با اینکه استادش صریحا" می گفت که شیخ مرتضی به استاد نیاز ندارد و خودش مجتهد مطلق و صاحب فتواست، اما شیخ انصاری به احترام خاندان بزرگ و مشهور کاشف الغطا، تا سال مرگ شیخ علی یعنی ۱۲۵۴ق. در مجلس درس وی حاضر می شد.


شیخ انصاری پس از وفات کاشف الغطا، مجلس درسی در کربلا تشکیل داد.


از سال ۱۲۶۲ مرجعیت عامه به آیت‌الله شیخ محمدحسن صاحب جواهر منتقل شد. در سال ۱۲۶۶ او در لحظات آخر حیاتش در جمع بزرگان شیعه خطاب به شیخ انصاری گفت:


«هذا مرجعکم من بعدی: این مرجع شما بعد از من است» و پس از درگذشتش، شیخ مرتضی مرجعیت عام شیعه را یافت.


شیخ انصاری پس از شیخ علی کاشف الغطا، برادرش شیخ حسن کاشف الغطا و همچنین شیخ محمدحسن صاحب جواهر ریاست و اداره حوزه علمیه نجف را از سال ۱۲۶۶ تا ۱۲۸۱ به مدت ۱۵ سال به عهده داشت و شیعیان جهان از وی تقلید می‌کردند.


مرحوم شیخ منصور می فرمود:


شیخ انصاری از دزفول به قصد سکونت در عتبات به کربلا رفته و پیش از حمله نجیب پاشا به کربلا، از آن شهر به نجف هجرت کرده است.


ملا نصرالله تراب - از شاگردان شیخ - در لمعات البیان می نویسد:


شیخ روزگاری طولانی ـ قریب شش سال ـ در نحف اشرف، در خدمت شیخ علی ـ کاشف الغطا ـ نیز گذرانید تا یگانه روزگار شد و مرجع اهل زمانه گشت.


تشرف به مکه


زمانی که شیخ در نجف بتدریس و تألیف اشتغال داشت و هنوز به زعامت نرسیده بود شخصی به نام میرزا زکی که همزمان با اقامت شیخ در دزفول، با شیخ آشنا گشته و به ایشان ارادت پیدا کرده بود، به خدمت شیخ رسید و گفت مایلم که در خدمتتان با هم برای انجام فریضه حج به مکه مشرف شویم، شیخ پیشنهاد او را نپذیرفت.


میرزا زکی اصرار کرد و گفت من مخارج سفر شما را می پردازم و هزینه خانه و خانواده جنابعالی را می دهم، وی می خواست با این بخشش شیخ را به زیارت خانه خدا مجبور کند و حج تمتع را بر وی واجب گرداند.


شیخ بر پول میرزا زکی ایراد گرفت، وی شیخ را مطمئن ساخت که آنها را از راه حلال بدست آورده است؛ شیخ به او گفت احتیاطا" هزینه سفر را که مبلغ دوازده هزار بود ، تزکیه و تصفیه نماید، یعنی مال امام علیه السلام و خمس و رد مظالم، پول را به فقها و سادات فقیر و مستمندان نجف بپردازد؛ میرزا زکی با علاقه و ایمانی که به شیخ داشت، امر او را اطاعت کرد .


بعد از انجام این کار، شیخ پیشنهاد میرزا زکی را قبول کرد و با وی و یکی از شاگردان فاضل و ادیب خود به نام ملا نصرالله تراب دزفولی و یکی از خویشان فاضلش ، شیخ محمد کاظم انصاری که چند بار به مکه مشرف شده بود و راه و چاه را بخوبی می شناخت به مکه مکرمه برای انجام فریضه حج مشرف شدند.


شیخ انصاری در مکه مورد احترام و تکریم شریف مکه قرار گرفت و شیخ نیز متقابلا" مجلس ضیافت آبرومندی که جمعی از ارادتمندان شیخ در آن شرکت داشتند برای شریف مکه ترتیب داد.


ملا نصرالله تراب در لمعات البیان نوشته است:


در سفر مکه که خدمت شیخ استاد بودم، یکروز از چادری که برای شیخ افراشته بودند، صدایی شنیدم، با خود گفتم شاید یکی از اعراب صحراگرد می خواهد دستبردی به اثاثیه بزند، وارد چادر شدم .


شیخ را دیدم در گوشه ای از چادر نشسته بخوردن چیزی مشغول است، خوب که دقت کردم، دیدم در کیسه ای مقداری قاووت ـ مخلوطی است از آرد نخود و قهوه و قند کوبیده ـ در پیش دارد و از آنها می خورد، عرض کردم میرزا زکی میزبان ماست و با آشپزها و نوکرهایش غذاهای خوب تهیه می کند چرا با این نوع خوراکی قناعت می کنید؟!


شیخ فرمود: دوست ندارم با غذاهای چرب و لذیذ معده خود را پر کنم، هر چند پولهای میرزا زکی تصفیه شده است، اما پول مشتبه اثر وضعی خود را خواهد داشت که من از آن پرهیز می کنم و روز قیامت طاقت حساب مال حلال را هم ندارم.


زعامت حوزه نجف تا وفات


اداره حوزه علمیه نجف در سال ۱۲۶۲ ق. به شیخ محمد حسن معروف به صاحب جواهر رسید وی از فقهای بزرگ شیعه و مؤلف کتاب معروف جواهر در فقه است، این کتاب بسیار مفصل، مرجع فقها در فروع مسائل فقهیه است.


شیخ محمد حسن در روزهای آخر عمرش به تشکیل مجلسی امر نمود و سفارش کرد که فقهای مشهور نجف در آن حاضر شوند، چون جلسه فراهم آمد، صاحب جواهر، شیخ انصاری را در آن مجلس نیافت.


فرمود تا شیخ را نیز در آن مجلس حاضر کنند، شیخ را در حرم امیرالمؤنین علیه السلام یافتند در حالی که برای سلامت صاحب جواهر دعا می کرد؛ او را به آن مجلس آوردند، صاحب جواهر شیخ را نزد خود طلبید و دست او را روی قلب خود نهاد و گفت:

اکنون بر من گوارا شد.


سپس روی به فقهای حاضر در مجلس نمود و گفت: مرجع و رئیس علمی شما پس از من ایشان هستند؛


آنگاه شیخ انصاری را مخاطب قرار داد و گفت:


ای شیخ در مسائل فقهی احتیاطهای خود را کمتر کن، که اسلام شریعتی است که احکام آن بر سهولت و سادگی نهاده شده است.


معروف بود که شیخ انصاری در فتواهایش احتایاط بسیار می کند.


صاحب جواهر ماه شعبان ۱۲۶۶ ق. وفات و زعامت شیعه به شیخ انصاری رسید. محققا" کثرت علم و شهرت و تقوای شیخ نزد صاحب جواهر مسلم بود که ریاست حوزه علمیه نجف را به او تفویض نموده است والا رسم نیست که مجتهد مرجعی برای خود جانشین تعیین کند.


پس از وفات صاحب جواهر، شیخ انصاری بوسیله نامه ای جریان را به دوست و همدرس قدیمی خود، سعید العلماء مازندرانی بنوشت و چنین یادآور شد: زمانی که هر دو در کربلا از محضر درس مرحوم شریف العلماء استفاده می کردیم، شما از حیث درس و معلومات بر من مقدم بودی، حال شایسته است، به نجف آمده ریاست حوزه را عهده دار شوید.


سعید العلماء در جواب شیخ نوشت: چون مدتی است به امور درسی اشتغال ندارم ولی شما تاکنون به تدریس و مباحثه مشغولید؛ لذا برای احراز این مقام سزاوارترید.


شیخ انصاری تا رسیدن جواب سعید العلماء، ریاست حوزه را به عهده نگرفت و پس از دریافت جواب سعید العلماء به منبر رفت و برای عده کثیری از فقها و طلاب و فضلا حتی مردمان عادی که پای منبر او گرد آمده بودند، در اثبات تقلید اعلم ، دلایلی علمی بیان داشت که همه دلیلها، اعلمیت وی را نزد فقها و فضلا و شنوندگان ثابت گردانید و تقریر دلایل شیخ چنان متقن و قوی بود که مخالفین وی نیز به زعامت او اذعان کردند.


شیخ پس از ایراد سخنرانی از منبر به زیر آمد و به حرم امیرالمؤمنین علیه السلام مشرف شد و از حضرت خواست تا او را لغزشهای مختلف در این امر خطیر ـ ریاست عامه شیعیان ـ مصون دارد و در مشکلات زعامت وی را یاری فرماید.


شیخ انصاری از سال ۱۲۶۶ق. تا هنگام وفات ۱۷ جمادی الثانی سال ۱۲۸۱ق. ریاست علمیه فقهای شیعه را داشت و مورد تکریم و احترام فوق العاده فقها و دانشمندان و رؤسای کشورهای اسلامی قرار گرفت و نخستین فقیهی بود که یگانه مرجع شیعیان جهان گردید.


اساتید


شیخ از محضر اساتید متعددی بهره جسته‌است که نام چند تن از آنان چنین است:


عموش، شیخ حسین انصاری دزفولی (شاگرد صاحب ریاض، تا سن ۱۷ سالگی).


سید محمد مجاهد (از شاگردان آیت‌الله وحید بهبهانی) او در سنین ۱۸سالگی، دو سال تمام از محضر او بهره جسته‌است.


شریف العلما مازندرانی.
ملا احمد نراقی (صاحب «مستند الشیعه»)، به مدت ۴سال تمام در کاشان.


شیخ موسی کاشف الغطا به مدت یک سال.


شیخ علی کاشف الغطا، به مدت ۵ سال.


شیخ محمدحسن صاحب جواهر (مدت بسیار اندک).


شاگردان


نزد او شاگردان زیادی که شمار آنها را از ۵۰۰ نفر تا ۳۰۰۰ نفر در کتب رجالی و تاریخی ثبت کرده‌اند، تربیت یافتند. در میان آنان شخصیتهای نامی برجسته‌ای قرار داشتند که از آن جمله‌اند:


میرزا محمدحسن شیرازی، صاحب فتوای تحریم تنباکو.
شیخ جعفر شوشتری.
میرزا حبیب‌الله رشتی، صاحب بدائع الافکار، و رساله اجاره و غصب.
سید حسین کوه‌کمره‌ای تبریزی، صاحب آثار و نثر فراوان و استاد حوزه نجف.
شیخ محمدحسن مامقانی، صاحب کتاب ذرایع الاحکام فی شرح شرائع الاسلام و کتب دیگر.
شیخ محمدکاظم خراسانی، صاحب کفایةالاصول.
ملا حسینقلی همدانی، شاگرد شیخ و صاحب منظومه حاج ملا هادی سبزواری.
میرزا حسین خلیلی تهرانی، مجتهد و صاحب فتوای مشروطیت.
شربیانی، مجتهد معروف آذربایجانی.
سید جمال‌الدین اسدآبادی، بنیان‌گذار وحدت مسلمین و مبارزه علیه استعمار خارجی.
سید ابوالقاسم خوانساری.
سید محمدابراهیم بهبهانی.
آخوند ملا قربان‌علی زنجانی.
علامه شیخ مرتضی ریزی.
میرزا محمد آشتیانی.
میرزا ابوطالب زنجانی.
حاج آقا رضا همدانی صاحب کتاب مصباح الفقیه متولد همدان ۱۲۵۰ هجری درگذشته در سامراء ۱۳۲۲ هجری


آثار

کتاب رسائل (در علم اصول فقه) معروف به فرائد الاصول
کتاب المکاسب (در خصوص مسائل کسب و تجارت)
کتاب الصلاة (در مورد مسائل نماز)
کتاب الطهارة
رساله‌ای در تقیه
رساله‌ای در رضاع و نشر حرمت آن
رساله‌ای در قضا میت
رساله‌ای در مواسعه و مضایقه
رساله‌ای در عدالت
رساله‌ای در مصاهره
رساله‌ای در ملک اقرار
رساله‌ای در تبیین قاعده لاضرر و لاضرار
رساله‌ای در خمس
رساله‌ای در زکات
رساله‌ای در خلل صلوة
رساله‌ای در ارث
رساله‌ای در تیمم
رساله‌ای در قاعده تسامح
رساله‌ای در باب حجیت اخبار
رساله‌ای در قرعه
رساله‌ای در متعه
رساله‌ای در تقلید
رساله‌ای در قطع و جزم
رساله‌ای در ظن
رساله‌ای در اصالة البرائه
رساله‌ای در مناسک حج
حاشیه‌ای بر مبحث استصحاب
حاشیه‌ای بر نجاة العباد (رساله عملیه)
کتابی در علم رجال (از وجیزه علامه مجلسی بزرگتر است)
تالیفی در اصول الفقه
حواشی بر عوائد نراقی
حاشیه‌ای بر بغیة الطالب
اثبات التسامح فی ادلة السنن
التعادل و التراجیح
رساله‌ای در تقیه
رساله‌ای در التیمم الاستدلالی
رساله‌ای در خمس

نگارش در تاريخ یکشنبه دهم دی ۱۳۹۱ توسط امین منصوری |

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ